تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
نامه‌اى از " علامه شرف‌الدين " به " دارالتقريب " برادر ايمانىام همواره پرهيزگار و قدرتمند در ذات پروردگار و عالم عامل و مجاهدى نستوه و دعوتگر خردورزانه‌اى به حق باشيد . پرشكوه باد مبارك‌جنبشى كه سودش عايد امت مىگردد و پرشكوه باد بر هم‌پيمانان شما در " جماعة التقريب بين المذاهب الاسلاميه " كه مصداق « و عسي ان تكونوا خير امة اخرجت للناس تدعون الي الخير و تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنكر » باشيد . السلام عليكم و رحمة الله و بركاته . نامه و اساسنامهء پر ارزش شما در برابرم قرار دارند ؛ ديدگان به ديدنشان روشن مىدارم و رؤياهايم را در آنها مىيابم و هرچه به ژرفاى آنها خيره مىشوم نور ديده‌ام را در آنها مىيابم و خنكاى جگرم را حس مىكنم و شادى سراپاى وجودم را فرا مىگيرد و در ستايش از حركتى كه آن‌را آغاز كرده‌ايد سرمست شور و شعف زايدالوصفى مىگردم . اين كار والاترين خواستهء مخلصان است و هدف‌هاى والايى را دنبال مىكند كه خشنودى خداوند عزوجل و پيامبر گرامىاش ( صلى الله عليه و آله و سلم ) و مصلحت دين و دنياى امت اسلام در آن‌است . ما مدت‌ها بود كه خار در چشم و استخوان در گلو ، چشم به راه چنين حركتى بوديم آن‌زمان كه جنگ هفتاد و دو ملت يكديگر را بدون دليل گمراه مىپنداشتند و بىهيچ دليلى ، يكديگر را تبرئه مىكردند ، حال آنكه آنان به اجماع برآنند كه خداوند متعال لا شريك له پروردگار ايشان ، اسلام دين آنها و قرآن مجيد كتاب آنها و سرور پيامبران و آخرين فرستادهء خدا ، حضرت محمد بن عبدالله ( صلى الله عليه و آله و سلم ) پيامبر ايشان و كردار و رفتار و تقريرات وى سنت آنها و كعبه قبله و محل طواف آنها و