كه شايسته نيست جز با شريعت خويش حكم رانند ؛ چنين نداهايى از هرسو بلندىمىگيرد و دست اندركاران فقه اسلامى و نيز ديگر مردان حقوق و قضا و تشريع نيز آنرا سر مىدهند كه به فقه خويش باز گرديد كه عنوان مجدد عزت و شكوه شما در آن است ؛ كنفرانس بين المللى برگزار شده در " لاهه " در سال 1937 م . با حضور نمايندگانى از " ازهر شريف " و دولت مصر ، به ارزش اين فقه و شايستگىهاى سترگ آن اذعان كرد . و بهخدا سوگند كه اينها همه تنها از اين روى نصيبمان شد كه تعصبها را به كنار گذارديم و شكوه و زيبايىهاى شريعت و فقه خود و توان آن در همراهى با پيشرفتهترين تمدنها و مدنيتها ، بر ما تجلى يافت .
تاريخ اختلاف در فقه و تشريع چنين بود ؛ ابتدا به صورت اختلافهاى علمى و بسيار متين آغاز شد و بركت و فتح مبين به همراه داشت ، ولى پس از آن تبديل به تعصبهاى كور مذهبى گرديد و جمود و تحجر و ركود به ارمغان آورد و گسست بسيارى از ملل مسلمان از تشريع اسلامى را در پى داشت و سپس اندك اندك به آرامش و سنتهاى اوليهاش بازگشت و روح خيزش و تجدّد از آن به مشام رسيد و چنان شد كه مايهء افتخار و مباهات ما شد و از اينكه انديشه و شيوهء زندگى ماست ، احساس غرور و سربلندى كنيم .
وضع فقه از اين قرار بود ؛ ولى وضع ما در عرصههاى ديگر چگونه بود ؟ در عرصههاى معارف فكرى و مسائلى كه زاييدهء اختلافهاى فرقهاى و كلامى بود ، چه وضع و روزى داشتيم ؟
همچنانكه گفتيم ، اين اختلافها از همان آغاز گريبانگير مسلمانان شد و اختلافهاى شديد و تندى هم بود و در عين حال و بنابر سياستها و هواها ، از گوناگونى زيادى برخوردار بود و فرهنگهاى مختلفى آنها را تغذيه مىكرد ؛ اين اختلافها روز به روز افزونتر و شديدتر مىشد و گستردگى بيشترى مىيافت و پيامدهاى ناگوار بيشترى داشت تا سرانجام مسلمانان را به گروههاى پراكنده و طوايف متعدد و جدا از هم تبديل ساخت و امت واحدهء اسلامى را به فرقههاى گوناگون و
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 364
مساهمون: خسرو شاهى
ص٣٦٤