گلو ، مىديديم كه مسلمانان و امتهاى اسلامى در كشورهايشان با قوانينى جز فقه اسلام و آيين اسلام ، اداره مىشوند .
ولى ما توانستيم در دورهء كنونى - كه اميدواريم نخستين گام در راه بازگشت به اوج و عظمت فقه تشريعىمان باشد - تا حد زيادى از پيامدهاى اين تعصبها و تنگ نظرىهايى كه شريعت از آن برى است ، و پيشوايان مجتهد خود با آن بيگانه بودند ، رهايى يابيم و با يكديگر راه وفاق و همدلى در پيش گيريم و ديگر نشنويم كه اختلافى به تبادل اتهام ميان مثلًا شافعى و حنفى مىانجامد ؛ اينك اين " ازهر شريف " بزرگترين دانشگاه اسلامى است كه مذاهب اسلامى چهارگانه در آن تدريس مىشود و اميدواريم چيزى مانع از آن نشود كه در صورت فراهم آمدن اسباب و مقدمات كار ديگر مذاهب مسلمانان مورد مطالعه و بررسى و تدريس قرار گيرند . دانشكدهء شريعت نيز ، در حال حاضر و در كنار مطالعات مذاهب ، اقدام به مطالعات فقهى مقايسهاى مىكند كه منحصر به مذاهب چهارگانه نيست و آنچه نويدبخش آينده است اينكه اساتيد و دانشجويان اين دانشكده ، اين مطالعات مقايسهاى را با رضايت تمام و با روحيهء تسامح و نفى تعصبهاى مذهبى استقبال مىكنند و جز به دليل و استدلال نمىنگرند و جز حق نمىجويند .
بنابر اين مشكل بر طرف شده و يا مىرود كه كاملًا بر طرف شود و ديگر ، خطر و ضررى از آن متوجه ما نيست . چه بسا در آيندهء نزديك انشاءا . . . شاهد مذاهب اسلامى ديگرى باشيم كه فقه آنها همچون فقه مذاهب چهارگانه [ اهل سنت ] ، در " ازهر شريف " تدريس بشود . در آن صورت و با تحقق اين آرزو ، حق خواهيم داشت كه از نو به دوران افتخار و عظمت آغازين فقه اسلامى در ايام شكوهمندى نخستين آن - به آن روزگارى كه به جاى قول فلان و رأى به همان ، ديدگاههاى متين ، استدلالهاى متقابل و دلايل قوى و نظرات گوناگون ، دستمايهء اصلى و شالودهء آن در روشنگرى فكرى و رسيدن به حق باشد .
ما اينها همه را به فال نيك مىگيريم بويژه كه با اين احساس مسلمانان قرين گشته
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 363
مساهمون: خسرو شاهى
ص٣٦٣