اسلامى به قوانين و فقه ديگران [ غيرمسلمانان ] هم حاصل آمد ، زيرا بسيارى از جوانان از محدودهء اين ميراث فكرى عام بيرون آمدند و خود را از مشقات و رنج و دشوارىهاى حضور در آن دور ساختند و از خطرات و لغزشها و فرجام بحث و بررسىهاى خود در آن ، فاصله گرفتند تا مبادا در بيراهههاى آن راه را گم كنند يا در معرض اتهامات تكفير و تفسيق قرار گيرند ؛ در همين راستا مىبينيم كه آنها همهء فرهنگهاى فكرى اسلامى را - بدون تميز ميان خوب و بد - به يكسو زدند و به غذاى معنوى ديگرى براى جان و خرد خود در معارف فكرى بيگانه روى آوردند و اين غذا را از علما و انديشمندان و خاورشناسان غربى و كسانى كه از آنها اقتباس كرده بودند ، گرفتند و آنرا علم صحيح و غذاى مفيد و ديدگاههاى درست و مناسب براى زندگى تلقى كردند .
ديديم كه اين گرايش خطرنا بر جوانان و بسيارى از انديشمندان ما فايق آمده و در اعماق جانشان ريشه دوانيده و برانديشه و مغزآنان چيره شده و بىآنكه خود بدانند يا امت ، جوانب منفى و زيانهاى زهرآگين و بههلاكت كشاننده قربانيان را حس كند ، كار خود را مىكند ؛ چنين كسانى ، تاريخ و گذشته خود را كم بها مىدهند و فرهنگشان را و حتى دينشان را خوار مىبينند و چه بسا از آنها بگريزند و افتخار كنند كه از آنها فراتر رفته و خود را به بالاتر كشاندهاند .
اينها برخى از خطراتى است كه به مسلمانان وارد آمده و ايشان را ضعيف گردانده و باعث شده دشمنانشان چشم طمع به آنها داشته باشند . و حتى بر ايشان مسلط شوند و فرهنگ و دينشان را ناچيز شمارند و عزت و شكوه را براى جز آنان درنظر بگيرند ؛ حال آنكه عزت تنها ويژهء خدا و رسول و مؤمنان است .
مىتوان از اين خطرات بر كنار ماند و مسلمانان از شرّ و زيان آنها اجتناب ورزند ؛ مشروط بر آنكه همدلى وجود داشته باشد و هميارى صورت گيرد و تعصبها بهفراموشى سپرده شود و خالصانه و مخلصانه به حق بازگرديم و تنها آنرا بجوييم .
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 367
مساهمون: خسرو شاهى
ص٣٦٧