تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
اختلاف‌ها و ديدگاه‌ها ، تنها منحصر به گسترهء معارف فكرى و كلامى نبود و فقه و احكام استنباطى شرعى را نيز شامل مىشد ، گو اينكه در بخش‌هاى اخير ، اين اختلاف‌ها جنبهء خشونت‌آميز يا جنجال‌برانگيزى به‌خود نگرفته بود و بيشتر در فضاى آرام و بى سر و صدايى صورت مىگرفت كه جز علم و حجت و برهان ، چيزى بر آن چيره نبود . و اينها همه در دورهء پيشوايان مجتهد و سپس در دورهء شاگردانى بود كه بر مشرب آنها بودند و بر سنت ايشان حركت مىكردند . هرگز شاهد آن نبوديم كه يكى از آنها ديگرى را به خروج از شريعت يا به دليل اختلاف با كسى ، او را به خروج از دين متهم كرده باشد . هيچ‌كس از آنان را نمىشناسيم كه مدعى شده باشد او به تنهايى صاحب رأى مقدس و معصوم در شريعت است يا در انديشهء تحميل نظرات خود بر مردم افتاده باشد . از همگى آنان رواياتى وارد شده كه بيان مىدارند مجتهدانى هستند كه در حد توان خود به نتايجى رسيده‌اند و احتمال دارد كه بر صواب يا بر خطا باشند و مرجع اصلى در اين صواب و خطا ، كتاب خدا و سنت رسول خدا ( عليه الصلاة و السلام ) و قواعد پذيرفته شدهء شريعت و اصول عام آن از سوى مسلمانان است ؛ اين " مالك " است كه " ابوجعفر منصور " را از تصميم خود در تحميل " الموطأ " بر مردم بازمىدارد و به او يادآور مىشود كه ياران رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) در همهء شهرها و سرزمين‌ها پراكنده شده‌اند و نزد هريك از ايشان علمى است و از حكمت و خردمندى به‌دور است كه كتابى جز كتاب خدا بر مردم تحميل شود . بدين گونه ، نسيم فقه همه جا جارى شده بود و به همين دليل رشد و توسعه پيدا كرد و به بار و بر نشست و ميوه داد و بسيارى از نيازهاى مسلمانان را - در بعد امت ، دولت و افراد - برآورده ساخت و تاريخ ، بزرگترين ميراث فكرى در احكام تشريعى و اصول اصلاحى را كه امت‌ها بر آن استوار گشته‌اند بدين شيوه پاس داشت . نيز به همين دليل بود كه فقه اسلامى توانست سربلند و گرامى و ارجمند بر فراز بايستد و به دليل درآميختگى و بهره‌گيرى مسلمانان از علوم و فرهنگ‌هاى ملل مختلف ايرانى ، رومى و يونانى و استقبال شايسته مسلمانان از بخش‌هاى مفيد اين