هم پيدا كنند اختلافشان زادهء اجتهاد و استنباط و طبيعت دلايل و قراين و شرايط است .
اختلافهاى فقهى در اصل ، برخاسته از هوا و تعصب نيست و بيشتر ناشى از اصول شريعت و دلايلى است كه مسلمانان وظيفه دارند شناخت دين خود را بر اساس آنها قرار دهند و نسبت به آنچه كه خداوند به ايشان تشريع كرده ، تعبّد داشته باشند .
قرآن كريم نخستين و مهمترين منبع براى مسلمانان بهشمار مىرود و به شيوهاى نازل شده كه در مورد اصول عقايد كاملًا قاطع است و با تغيير زمان و احوال ، تغيير نمىپذيرد ، ولى در احكام و مسائلى فروتر از آن چنين قطعيتى وجود ندارد و اين خود نخستين علت اختلاف متناسب با اختلاف در درك و برداشتها و قواعد نظر و ارزيابى علل و مصالح است .
متون سنت مطهرى كه به راههاى گوناگونى نقل شده ، گاهى مطلق و گاهى نيز مقيد به قراين و شرايطى است كه به فهم آن كمك مىكنند ؛ روايات مربوطه نيز گاهى به فقيهى مىرسد و به فقيه ديگرى نمىرسد . گاهى نيز فقيهى به راوى معينى اعتماد مىكند كه از نظر فقيه ديگرى قابل وثوق نيست . گاه حديثى از نظر مجتهدى محرز است و از نظر مجتهد ديگرى محرز نيست . گاهى هم روايات در تعارض با هم قرار مىگيرند . همهء اين موارد داراى تأثير شاخصى در بروز اختلاف هستند . همچنين قواعد استنباطى علما براى فهم كتاب و سنت و دلايلى كه برخى معتقدند حكم خدا را بهكار مىآيند و برخى ديگر برآنند كه كتاب خدا و سنت پيامبر ، ما را از آنها بىنياز مىسازند نيز متفاوتاند .
اينها اجمالًا مواردى است كه به اختلاف علما انجاميده است . حكمت الهى نيز چنين اقتضايى داشته و اگر خداوند اراده مىكرد مىتوانست همهء احكام شريعت و تمامى مسائل آنرا بر سياق واحدى آورد ولى او خوب مىدانست كه كار مردم بدين گونه سامان نمىگيرد و نمىتوان در مورد اصول عقايد و اصول دينى كه آدمى را در
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 296
مساهمون: خسرو شاهى
ص٢٩٦