تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
همت خود قرار دادند و تأثير خود را نيز بر جاى گذاشتند و علما و انديشمندان فراوانى نيز به آنها پيوستند و جملگى در حمل اين فراخوان و مسئوليت آن مشاركت كردند ؛ زيرا به صورت مكتب فكرى با پايهء علمى و مطالعه شده‌اى مطرح گشته بود . مكتب تقريب ، براى از ميان برداشتن اختلاف‌ها نيامده و تنها براى مطالعه و بررسى آمده است ؛ مطالعات نيز نشان مىدهد اختلاف‌هايى وجود دارد كه زاييدهء نفرت و كينه‌اند و دو طرف ، تنها به عشق اختلاف ، به آنها روى آورده‌اند و همين نوع اختلاف‌ها همواره سرچشمهء همهء بدبختىها و علت گسست‌ها و پشت‌به‌هم‌كردن‌ها بوده است ؛ ما اين نوع اختلاف‌ها را نمىپسنديم و ردّ مىكنيم . اختلاف‌هايى نيز در نظر و پيرامون روايات وجود دارد كه به صحت يا عدم صحت آنها مربوط مىشود ، تا زمانى كه اين گونه اختلاف‌ها زيان و گزندى به ايمان نمىرساند ، هيچ اشكالى ندارد كه پژوهشگر مسلمان در اين مورد با ديگرى اختلاف داشته باشد ؛ ما در مكتب تقريب ، اين نوع اختلاف‌ها را مىپسنديم و از آنها استقبال هم مىكنيم . مكتب تقريب وقتى مىبيند كه چنين اختلافى گشايشگر چشم‌اندازهاى علمى جديدى است ، از آنها حمايت مىكند ؛ گام‌هاى پياپى در تقريب يكى پس از ديگرى برداشته شد و بر همين اساس ، با حقايق روبه‌رو شد و از آنها نگريخت و هيچ اختلافى را لاپوشانى نكرد ؛ به مسلمانان حق مىدهيم كه به بحث بپردازند و تا زمانى كه اختلاف‌هاى ايشان برگرفته از دلايل شرعاً ثابت شده‌اى است ، اختلاف داشته باشند . دليل را بايد احترام گذارد ، گو كه از هر سويى آمده باشد . فراخوان تقريب هرگز براساس كوتاه آمدن يك گروه از بخشى از معتقدات خود براى جلب رضايت گروه ديگر يا جلب احساسات و عواطف به حساب هر يك از حقايق ، يا به حساب تشويه تاريخ ، شكل نگرفته است ؛ تقريب فراخوان صريحى است كه تنها به موارد اختلافى مىپردازد ؛ ما هرچه در اين عرصه پيشتر آمديم ايمان ما در اينكه اكثريت قاطع مسلمانان موارد مشترك فراوانى با يكديگر دارند ، افزويش يافت . مسلمانان در قرآنشان - كه نخستين پايه به‌شمار مىرود - اتفاق نظر دارند و همچنان بىآسيب و پابرجا باقى مانده و هيچ مسلمانى در مورد سوره ، آيه و حتى
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 262 | خسرو شاهى / محمد مقدس / الشيخ محمد تقي القمي