تبديل به ايدهء حسابشده و فراخوانى جهانى و در سطح بسيار بالا گشته و به حقيقت واقعى و ملموسى تبديل شده است .
خلاصه اينكه : فراخوان تقريب براى آناست كه در اسلام مكتبى فكرى و علمى با قواعد و شالودههاى ويژهء خود ايجاد كند ؛ براى آناست كه به آشفتگىها و پراكندگىهايى كه علت آنها بديهى حقيقت اختلافهاى مذهبى است ، پايان بخشد ؛ براى آناست كه در مورد هر اختلاف ، همه چيز را سرجاى خود قرار دهد ؛ فراخوان تقريب در پى راه حلهاى موقتى نيست ؛ بهدنبال بى حس كردن موضع بيمارى يا جلب رضايت و كسب محبت ديگران با سخنان شيرين نيست ؛ ميان مكتبى فكرى كه داراى بنيادهاى حسابشده و قواعد مشخصى است ، و سخنرانىهاى پرطمطراق و مقالات زودگذر تفاوت بزرگى وجود دارد .
البته اين بدين معنا نيست كه از ارزش تلاشها و كوششها مىكاهيم ؛ تمام كوششهاى فردى گذشته داراى تأثيرى البته در محيطى محدود و براى مدت زمان محدود بوده است ؛ خداوند نيز به همهء مجاهدان اسلام به اندازه آنچه كردهاند پاداش نيكو خواهد داد . خود ما نيز چه بسا از آن كوششهاى فردى بهرههاى فراوان بردهايم و حتى در پرتو همان تلاشها بوده كه متوجه شديم پىريزى اين فراخوان بر يك شالودهء علمى و مطالعه شده و گذاردن بار آن بر دوش مردانى كه ارزش و موقعيت والايى دارند ، موفقيت همهجانبهء آنرا تضمين مىكند و جاودانهاش مىسازد زيرا درمانها و راه حلهاى عاطفى ، خيلى زود از ميان مىروند .
برانگيختن عواطف و احساسات ، كار بسيار سادهاى است ؛ كافى است يك سخنرانى در شرايط مناسبى ايراد شود تا عواطف را برانگيزاند و دلها را در سينه به تپش اندازد ، ولى پيامدهاى اين تأثير به همان ميزان كه ساده و سريع است ، با از ميان رفتن شرايط مناسب يا با هر اتفاق پيشبينى نشدهء جديدى از ميان مىرود . اگر بتوان عواطف را به سود ايدهء معينى برانگيخت ، در صورت تحريك شدن عليه همان ايده نيز به عكس خود تبديل مىشود و اگر به فرض امروز توانستيم بر يكى از افراد يا مجموعهاى از مردم تأثير بگذاريم ، چگونه مىتوان تضمين داد كه همين فرد يا
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 259
مساهمون: خسرو شاهى
ص٢٥٩