تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥

فصل اول : گرفتارى ميراث جاودان از تجددگرايان

دقيقاً نمىدانم آيا ايدهء تجددگرايى ، علم حديث را نيز دربرمىگيرد يا به‌اصطلاح نقد و تحليل‌هايى كه ادباى غرب زده يا غربيان خاورشناس از آن داد سخن مىدهند ، گريبانگير كتاب‌هاى اساسى حديثى كه طى قرن‌هاى گذشته بر كنار از تطاول نويسندگان و ادباى تحليلى مانده بود ، شده است ؟ فكر نمىكنم خواننده دراين باره خواهان توضيحات بيشترى باشد ، زيرا فرياد بجا و نابجاى منتقدان - البته متناسب با منافع نويسندگان يا ناشران - را به‌خوبى مىشنوند كه همواره از پاك‌سازى كتاب‌هايى كه پيش از اين ، آنها را صحاح ناميده‌اند با دعوى تصفيهء آنها از احاديث اسراييلى و برداشتن هرآنچه از نظر عقلى پذيرفتنى نيست و جدا ساختن آنچه با فراخوان توحيد همخوانى ندارد ، سخن به‌ميان مىآورند . گاهى نويسنده‌اى احاديثى را مورد ايراد قرار مىدهد كه مثلًا محتوى مسائلى غيربهداشتى است و نويسنده‌اى ديگر مدعى مىشود كه خوردن بيش از اندازه از آنچه در برخى احاديث مطرح شده ، باعث فلان بيمارى مىشود و يكى ديگر قاطعانه اظهارنظر مىكند كه آنچه در صحاح آمده با يافته‌هاى دانش نوين همخوانى ندارد و كسى ديگر خود را رها از زمين و مباحث زمينى يافته به كهكشان‌ها سفر مىكند و تأكيد مىكند كه آنچه در احاديث آمده است با موارد ثابت شده در ستاره‌شناسى و
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 245 | خسرو شاهى / محمد مقدس / الشيخ محمد تقي القمي