تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
شمرده شود ، از همين روست كه مىبينيد فقه اهل سنت در دانشگاه‌هاى شيعى و برعكس آن ، فقه شيعى در دانشگاه‌هاى اهل سنت تدريس مىشود و اهل سنت از اين فقه در قوانين احوال شخصى خود بهره گرفته و مىگيرند . در اينجا ، به‌دنبال شرح دستاوردهايى كه نقطهء عطفى در تاريخ اسلام به‌شمار مىرود ، نيستم ؛ بهترين بيان فشرده در اين مورد با اشاره به شخصيت‌هاى بزرگى كه در جهان اسلام به دارالتقريب پيوستند ، مطلبى است كه امام راحل شيخ محمود شلتوت به رشته تحرير درآورد كه به رغم فشردگى بمثابهء تاريخچه اين فراخوان و زمينه‌هاى فتواى اوست كه براى اداى احترام به اين مرد بزرگ و رعايت ادب در پيشگاه وى ( رحمةالله عليه ) ، همگان را به نوشتهء او در اين باره ارجاع مىدهم ، حال كه از وحدت اسلامى و چيره شدن بر تفرقه ، سخن به‌ميان آورديم ، ناگزير بايد اشاره كنيم استعمارى كه براى مدتى به دليل ويرانىها و فقر اقتصادى و بدبختىهاى ديگرى كه جنگ جهانى دوم برايش در پى داشت - و ناگزير شد به كشورهايى از جمله در شبه قاره هند كه تا آن‌زمان با استفاده از سلاح مؤثر تفرقه دينى و فرقه‌اى بر آن مسلط بود ، استقلال دهد - دچار ناتوانى شد و سلطه‌اش كاستى گرفت و اين بهترين فرصت طلايى را براى تأسيس دارالتقريب و انتشار ايده‌ها و پخش اخبار و فعاليت‌هاى آن فراهم آورد تا جايىكه در كميسيون تدوين قانون اساسى پاكستان ، ديدگاه‌هاى آن پذيرفته شد و مقرر شد اين قانون با ايدهء تقريب همراه باشد تا تعصّب‌هاى دينى برانگيخته نشود و در حق اقليت‌هاى اسلامى ، اجحافى صورت نگيرد ؛ در اين زمان استعمارگران درگير با خود بودند و اين فرصت طلايى براى ما فراهم آمد . در حقيقت آن استعمار به دليل غصب سرزمين ديگران در پيشگاه الهى توبه نكرده بود و از گناهان ارتكابى خود آمرزش نخواسته بود ؛ استعمار همچنان استعمار بود و اگر زمانى ناگزير از در بيرون شد ، از پنجره بازگشت ! اين بار زير نقاب ايدئولوژىهاى جذابى بازگشت كه جز بدبختى و نكبت براى مسلمانان و ايجاد تفرقه و چنددستگى در كشورها و در ميان خانواده‌هاى درون يك كشور و حتى ميان پدر و فرزند ، چيزى نداشت . وقتى جوانان به‌جاى روى آوردن به دانشگاه‌ها و بحث و پژوهش‌هاى آرام ،