در ايستادگى در برابر تفرقهء فرقهاى - كه همواره چون سلاح مؤثرى در اختيار مستعمرانى كه بهخوبى مىدانند چه هنگام از آن استفاده كنند - سخن مىگويم .
هرچند دارالتقريب رسماً در ژانويهء 1947 م . تأسيس شد ، ولى فراخوان تقريب ، سه مرحله را از سر گذراند : مرحله مقدماتى ، مرحلهء شكلگيرى و مرحلهء اجرا كه تأسيس دارالتقريب در واقع همان مرحلهء آخر يعنى اجرايى آناست .
مرحلهء مقدماتى يا تداركاتى آن ، به رهبرى امام بزرگوار شيخ محمدمصطفى المراغى ( شيخ الازهر در آن زمان ) رهبرى شد ؛ من در سال 1938 م . با او ديدار كردم و ايدهء تقريب را با وى در ميان گذاشتم و او را بسيار همراه ، خبره و باهوش يافتم ؛ او بدبختىهاى حاصل از اين تفرقه از سوى استعمار را برايم بازگفت و تشويقم كرد و مرا با علماى برجسته از جمله شيخ مصطفى عبدالرزاق و شيخ عبدالمجيد سليم - كه در آن زمان مفتى ديار مصر بود و اين هر دو تن نقش بزرگى در اين فراخوان داشتند و بعدها ، هر دو به مقام شيخ الازهر رسيدند - آشنا ساخت ؛ ما در مورد نكاتى با يكديگر به توافق رسيديم و نحوهء حركت اين فراخوان را براى اينكه تعصبها را برنينگيزد ، مورد بحث و بررسى قرار داديم ؛ اين سرآغاز بسيار تشويقآميز و مباركى بود و عهد و پيمانى را ميان من و اين علماى بزرگ رقم زد و بدين گونه مرحلهء مقدماتى تحقق يافت .
در اين ميان جنگ جهانى [ دوم ] گسترش پيدا كرد ؛ من به كشور خود بازگشتم و پس از جنگ ، در سال 1949 م . دوباره به مصر آمدم . در آن زمان شيخ مصطفى عبدالرزاق شيخ الازهر شده بود ؛ بارها با وى ديدار كردم و او را همچنان بر آن عهد و پيمان يافتم ؛ به اتفاق او و شيخ بزرگوار شيخ عبدالمجيد سليم ، مرحلهء شكلگيرى را آغاز كرديم و آندو ( خدايشان بيامرزد ) در شكلگيرى جماعة التقريب و تأسيس دارالتقريب و گزينش شخصيتهاى برجسته در علم و تقوى براى همراهى با اين فراخوان - كه آنرا به تمامى معناى كلمه جهاد تلقى مىكردند - مشاركت داشتند ، بهاين ترتيب ، جماعة التقريب با عضويت شيخ عبدالمجيد سليم ، شيخ محمود شلتوت و علماى برجستهء مذاهب چهارگانه در الازهر و نيز با شركت نمايندگانى از دو مذهب
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 173
مساهمون: خسرو شاهى
ص١٧٣