بودند تحقق مىبخشيد و هيچيك از مسلمانان در شرق و غرب كره خاكى از كسى حساب نمىبرد و با وجودى كه امام حسن و امام حسين و آن عده از نيكان و پرهيزگاران مسلمان حضور داشتند و نسبت به احياى سنت ( پيامبر ( ص ) ) و نبرد با ستم و ستمگران پافشارى مىكردند معاويه ، كارهايى انجام داد كه به شريعت و اسلام ، عميقا لطمه وارد كرد و آشكارا سوء استفاده از اسلام و مشوه ساختن آن در جهت قدرت خود و خواستهء حاكمان بود و طى آنچه كه گذشت يادآور شديم كه معاويه ، نمىتوانست كينه و نفرت و رشك خود را نسبت به محمد بن عبد اللّه ( ص ) از نزديكان و خاصانش ، پنهان بدارد زيرا نام وى روزانه صدها بار از منبرها و گلدستههاى اذان ، برده مىشد .
ما در بخشهاى پيش موارد ديگرى از اين گونه را يادآور شديم كه جملگى تأكيد دارند كه برخورد امام حسن با معاوية بن ابى سفيان برخاسته از مصلحت عالى اسلام بود كه همهء اقدامات و فعاليتهاى امامان اهل بيت و حركت ايشان در همهء زمينهها را تحت تأثير خود قرار مىداد .
ولى آنهايى كه قيام امام حسين ( ع ) را تخطئه كرده و نادرست ارزيابى كردهاند برخى تعصب كور و همسويى با امويها آنان را بدين برخورد كشانده همچون ابو بكر - بن العربى در كتاب خود العواصم من القواصم است كه در آن از يزيد ستايش به عمل آورده و قيام امام حسين ( ع ) عليه وى را اشتباهى توجيهناپذير ارزيابى كرده و مىگويد :
وقتى خلافت و قدرت از دست برادرش كه لشكريان زمين و بزرگان مردم با وى بودند و او را مىخواستند ، بدر رفت چگونه امام حسين مىخواهد با مشتى افراد فرومايهء كوفه خلافت را بازپس گيرد حال آنكه بزرگان صحابه وى را از اين كار بازمىداشتند . و مىافزايد : بهتر آن بود كه امام حسين سخن جدش را آويزه گوش قرار مىداد كه فرموده بود : چه شرهايى كه به پا نخواهد شد هر كس در پى اين برآمد كه بر وحدت و جمع امت ، خللى وارد آورد با شمشير ، به جانش افتيد گوهر كس كه مىخواهد باشد . و بهتر آن بود كه در خانهاش بنشيند و بيعت كند . اين يزيد يا والى او عبيد اللّه - بن زياد نبود كه او را كشت او را آن دسته از اوباشان كوفه كشتند كه در آغاز از وى دعوت به عمل آوردند و سپس وى را تنها گذاردند .
ابن حزم اندلسى و ابن تيمية و ديگر ظاهريها و سلفيها و اباضية خوارجى كه افراطگرى و غلو آنها به بالاترين حد خود رسيده نيز پا به پاى ابن العربى ، قدم برداشتهاند و به ستايش از يزيد پرداختهاند زيرا او امام حسين ( ع ) را به قتل رساند و روز عاشورا
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 95
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٩٥