همراه اسرا ، به شام فرستاده شد .
اما اينكه سر مبارك از شام به عسقلان يا الرقه يا مدينه و يا قاهره برده شده يا اينكه در خزائن بنى اميه باقى مانده و جز اينها ، با توجه به منابع و مآخذى كه در اختيار داريم نمىتوان به آنها اطمينان كرد ، بعيد نيست كه يزيد بن معاويه آن را در شام در كنار مسجد يا در مقبرهء آن ، به خاك سپرده باشد زيرا احساس كرده بود كه خشم و كينه زيادى در مناطق مختلف اسلامى عليه وى ، شكل گرفته است و متوجه شده بود كه نتايج و پيامدهاى كشتن امام حسين ، براى او و خاندان اموى بطور كلى گران تمام خواهد شد ، لذا سعى مىكرد تا حدودى از عواقب جنايت خود كه در تاريخ مانندى براى آن ثبت نشده ، بكاهد و از امام زين العابدين و اسرايى كه در دست داشت دلجويى به عمل آورد و دستش را از جنايتى كه ابن زياد مرتكب شد بشويد و در مجامع ، نفرينش كند و بگويد : ابن مرجانه مرا به كارى كه تحملش ندارم ، واداشت .
بعيد است كه در چنين فضاى آميخته از نگرانى و اضطراب يزيد سر امام حسين را نزد خود يا در خزائن خويش ، نگه دارد حال آنكه بقاى آن خاطرات اندوهبار شهادت وى را به اذهان مىآورد و فاجعهاى را كه مسلمانان اينك تلخى آن را حس كرده بودند و يزيد و خاندانش عواقب شوم آن را براى خود درك كرده بودند ، در نظرها مجسم مىكرد و عواقب شومى را بجاى مىگذاشت كه نمىشد از آنها پيشگيرى كرد . لذا من درستتر اين مىدانم كه طى چند روز اول ورود به شام در باب الفراديس يا در قبرستان آن و يا در هر جاى ديگرى ، به خاك سپرده شد و اينكه پس از آن به عسقلان و از آنجا به قاهره يا جاى ديگر منتقل گرديد به نظر من محال نيست ولى اثبات آن نيازمند دليل است و آنچه كه ذكر شده نمىتوان به عنوان دليل ، پذيرفت .
بهر حال اگر جسد امام حسين در جاى كوچكى از زمين قرار گرفت در عين حال در دل هزاران ميليون از مؤمنان نيكنهادى قرار گرفت كه حتى اگر جايى كه جسد امام به خاك سپرده شد از نظر پژوهشگران و مورخان و حتى ياران و دوستدارانش ، پنهان مانده دلهايى كه امام حسين آن را به تصرف خود درآورده و رهبر و امام و بالاترين ارزشهايش ساخته است عشق و دوستى و احترام نسبت به امام حسين و ياران حسين و همهء آنانى كه با نهايت افتخار راه حسين را پيش گرفتهاند را هرگز پنهان نمانده است . امام حسين تمامى دلهايى را كه به حق و عدالت و يارى مظلومان و مستضعفان عشق مىورزند و به ستمگران و طاغوتها و خائنان و منافقان كينه مىتوزد و نفرت
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 92
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٩٢