دربارهء لقمان بن عاد آمده كه او بيش از پانصد سال زندگى كرد و در طول زندگى خود هفت نسل « كركس » را درك كرد كه در همين رابطه « اعشى » دربارهاش اشعارى سروده است .
راويان يادآور شدهاند كه قيس بن ساعدة ايادى هفتصد سال يا بيشتر ، عمر كرده است همچنانكه گفتهاند كه عمر بن ربيعة بن كعب معروف به مستوغر ، چهار صد سال عمر كرد و پيش از ظهور اسلام ، مرد و به ادعاى اخباريها ، هم اوست كه اين ابيات را سروده است :
- من از درازى زندگى خسته شدهام ؛ و اينك صدها سال ، عمر كردهام .
- صد سالى كه پيش از آن دويست سال طى كرده بودم و علاوه بر آنها به تعداد سالهاى طى كرده ، ماه گذراندم .
- آيا جز همانچه بر ما رفته است چيزى مانده ؛ روزى كه تكرار مىشود و شبى كه در پى بىآن مىآيد .
ديگر از كهنسالان ، زهير بن خباب است كه به ادعاى سيد مرتضى در امالى خود مدت دويست و بيست سال عمر كرد و ديگر ، ذو الاصبع العدوانى است كه دربارهاش آمده كه سيصد سال يا اندكى كمتر ، عمر كرد همچنانكه اخباريها مدعينى كه ربيع بن ضبع - فزارى دربارهء خود مىگويد كه دويست سال در دورهء حضرت عيسى و بيش از صد سال در زمان جاهليت زندگى كرده و همچنان زنده بود ، تا خلافت عبد الملك بن مروان را درك نموده و هم خطاب به اوست كه سروده :
- وقتى كسى دويست سال عمر و زندگى كند ؛ ديگر لذت و آوازى برايش نمىماند .
و به ادعاى بيشتر مورخين گفتگوى طولانى و سخنان جالبى دارد كه در روزى كه به حضور عبد الملك رسيد با او به عمل آورد و از آنچه طى زندگى طولانىاش ديده بود و از اخبار گذشتگان برايش بازگفت .
از ديگر كهنسالان مىتوان از عبد المسيح بن بقلة غسانى نام برد كه ادعا شده او بيش از سيصد و پنجاه سال عمر كرده است و بسيارى از اين دست اخبار و رواياتى كه محدثين و مورخين دربارهء دهها كهنسالى كه عمرشان بسى بيش از آنچه كه معمولا بشر زندگى مىكرده ، بوده است و از قديمترين زمانها تا به امروز ، نيز وجود دارند . در كتب حديث سنى و شيعه اخبار بسيارى هست كه تصريح دارند كه حضرت خضر ، مدتى طولانى عمر كرد و در بيشتر اين روايات ، او هنوز هم زنده است .
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 587
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٥٨٧