كرد و سخنانى زشت نثارش كرد و به او گفت : اى نادان ! سلطان ( اعزه اللّه ) تمام قدرت و شمشير خود را به كار برد تا آنانى كه پدر و برادرت را به امامى قبول دارند از اين عقيده بازدارد ولى موفق به اين كار نشد و مىخواست كه پدر و برادرت را از آن مقام پايين كشد ولى توفيق اين كار پيدا نكرد و تو اگر واقعا نزد شيعيان پدر و برادرت امام هستى نيازى به آن ندارى كه سلطان يا غير او مقام ايشان را به تو تفويض كند و اگر چنين مقامى نزد آنان ندارى هرگز آن را بدست نخواهى آورد .
ابو الاديان خدمتكار امام حسن عسكرى ( ع ) عهدهدار رساندن نامهها و دست - نوشتههاى آن حضرت به شيعيانشان در مناطق مختلف بود . امام او را به مدائن گسيل كرده بود و نامههاى خود براى سران و بزرگان شيعه در آن ديار را به وسيلهء او فرستاده بود وقتى از اين مأموريت بازگشت امام وفات كرده بود برادر آن حضرت جعفر را ديد كه تسليتگويان به مناسبت وفات برادر و تبريكگويان به مناسبت امامت او را استقبال مىكرد . در اين حال و آنچنان كه در روايتى از او نقل شده مىگويد :
اگر اين آدم بعد از امام حسن عسكرى قرار است امام باشد ، بايد فاتحهء امامت را خواند چون او ، جعفر را خوب مىشناخت و مىدانست كه تا چه حد به احكام خدا بىتوجه و در رفتار و اخلاق ، بىبندوبار است .
پيش از اين گفتيم كه سلطهء حاكم تلاش مىكرد تا از او پشتيبانى به عمل آورد وى را جايگزين برادرش سازد و به همين منظور او را براى نماز گزاردن بر جنازهء برادرش روانه كردند و هنگامى كه بر جنازه ايستاد مردم ناگهان چشمشان به كودكى ششساله افتاد كه از خانه بيرون آمد و رداى عمويش را به عقب كشيد و مىگفت :
به كنارى رو كه من در نماز گزاردن بر پدرم ، سزاوارترم . جعفر نيز بدون هيچ مقاومتى ضمن دگرگون شدن چهره بر اثر ناكامى و شكست در اين كار ، عقب مىنشيند ولى با وجود چنين شكست سختى كه خورده و على رغم ظهور فرزندى كه مردم از وجودش بىخبر بودند و همين كودك او را از نماز گزاردن بر جنازهء امام در برابر انبوه جمعيتى كه گرد آمده بودند ، بازمىدارد هنوز در دل اميدوار بود كه اگر شده به كمك دستگاه حاكم ، جاى برادر را بگيرد و خمسها و حقوق امام را به سوى خود ، جلب نمايد ولى تلاش او و تلاش و كوشش هيئت حاكمه با شكست مواجه گرديد زيرا وكلاى ائمه و نزديكان ايشان و حتى عامهء شيعه خوب مىدانستند آنهايى كه خداوند براى امامت و رهبرى مردم در نظر گرفته داراى ويژگيهايى هستند كه به
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 560
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٥٦٠