را در كتابخانهء خود داشت محمد بن سعود عياشى نيز كه معاصر امام هادى و امام حسن عسكرى ( ع ) بود تمامى ثروت پدرش را اختصاص به نشر آثار اهل بيت داده بود و خانهاش همچون مسجد ، جايگاه دهها نفر كاتب ، مقابلهكننده ، قارى و مفسر بود كه به نظر مىرسد كتابها به هنگامى كه فرصتى به دست مىآمد ، بر امامان ، عرضه مىشد .
( تا نظر خود را دربارهء آنها ابراز دارند ) .
از امام حسن عسكرى ( ع ) دربارهء كتابهاى « فطحية » ، واقفيها و ديگر منحرفين از ائمه سؤال شد حضرت بنابه آنچه راويان روايت كردهاند فرمود : آنچه را روايت كردهاند بپذيريد و آنچه را كه خود اظهار نظر كردهاند ، بكنارى نهيد .
شهر قم در زمان آن حضرت صدها تن از راويان و علمايى را كه تنها به حديث مىپرداختند و اين رشته را از آنچه كه « خطابيها » ، « افراطيها » و ديگر منحرفان از ائمه و متهمان به دروغ بستن بر آنها ، آلوده بودند ، تصفيه مىكردند و در هر اشكالى كه برايشان مطرح مىشد و نسبت به حكمى ، مسأله پيدا مىكردند و در ميان مؤلفاتى كه از ياران امامان پيشين و روايات آنها در اختيار دارند راه حلى براى آن نمىيافتند به امام هادى و امام حسن عسكرى ( ع ) مراجعه مىنمودند و در اين راستا چون ارتباط مستقيم با آنها ميسر نبود از طريق مكاتبه پرسش خود را مطرح مىكردند و حضرت نيز با دست خود پاسخشان را مىنوشت و برايشان مىفرستاد .
به عنوان مثال ، روايتى در كافى به نقل از محمد بن يحيى آمده كه مىگويد :
محمد بن الحسن براى امام حسن عسكرى ( ع ) نوشت : آيا شهادت وصى ميت به اضافهء شاهدى عادل در مورد دين كه ( ميت ) بر كسى داشته است ، پذيرفته مىشود ؟ امام ( ع ) در پاسخ مرقوم داشت : اگر به اضافهء او شاهدى عادل شهادت داده باشد بر مدعى است كه سوگند ياد كند « 1 » . راوى در ادامه مىگويد : فرد مذكور اين سؤال را نيز كتبا مطرح ساخت كه : آيا وصى مىتواند نسبت به وارث صغير يا كبير ميتى در مورد حق او بر ميت يا ديگرى ، شهادت دهد با توجه به اينكه وصى ارثيهء صغير را عهدهدار مىشود و كارى بر ارثيهء كبير ندارد ؟ حضرت ( ع ) نوشت : آرى شايسته است كه وصى در مورد
هامش
( 1 ) احتمالا سوگند در اين مورد تنها براى محكم كارى است و احتمال هم دارد كه چيزى از عبارت پاسخ ، افتاده باشد و در اصل به اين صورت باشد كه : اگر عادل ديگرى ، شهادت ندهد بر مدعى است كه سوگند ياد كند و بدين ترتيب قضاوت با يك شاهد و سوگند مدعى ، صورت مىگيرد .