وضع تشيع در زمان امام حسن عسكرى ( ع )
تشيع به معناى صحيح آن از همان آغاز پيدايش اسلام مطرح بود و گاه با كندى و گاهى ديگر با شتاب به راه خود ( راه تكاملى خود ) ادامه داد تا اينكه به بركت خونهاى پاكى كه در راه خدا به زمين ريخته شد و بر اثر تلاش امام محمد باقر و امام جعفر صادق ( ع ) و آثار گرانقدر آنان كه تا به امروز نيز از جمله برترين محصول فكرى اسلامى و پرثمرترين رهآورد هر شهر و روستايى على رغم پسگردهايى كه از سوى عباسى و امويها به طور يكسان و بلكه بنا به آنچه تاريخ دراز عباسى و برخوردشان با ائمه و شيعيان نشان مىدهد از سوى عباسيها با خشونت بيشترى در هر شهر و حتى هر خانه صورت مىگرفت ، وارد عهد اين دو امام گرديد .
در تاريخ ، هيچ آيينى چون تشيع درگير اينهمه پيگرد و ستم به زشتترين وجه خود نبوده است كه در عين حال بتواند چون تشيع در برابر دشمنانش ايستادگى كند و از مرز حوادث و حكام فراتر رود و به مثابهء آيينى درآيد كه در تمامى دنيا ، پنجه در پنجهء همهء طاغوتها و جباران تاريخ بگذارد تو گويى آنها كه با تمام توان و قدرت اهريمنى و نابكارانه خود براى نابود ساختن يا حد اقل چيزى كه انتظار داشتند براى كنترل آن تلاش مىكردند درست و با تمام نيرو آن را به جلو مىراندند و تقويتش مىكردند .
تشيع طى دو قرن دوم و سوم با توجهات ائمه اطهار و آموزهاى ايشان و جهاد پيگيرشان على رغم كنترلهاى شديدى كه از سوى قدرتمندان وقت و دستگاه حكومتى كه همانگونه كه پيش از اين اشاره كرديم همه جا آنها را تعقيب مىكردند ، بر آنها اعمال مىشد رو به گسترش گذارد .