تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
قرار گرفت در اين انديشه باقى ماند تا اينكه شب فرا رسيد و پدر را براى اداى نماز با خود تنها ديد وقتى پدر نماز گزارد از او دربارهء مردى كه اينهمه به او احترام گذاشت و خود و پدر و مادرش را فدايش كرد پرسيد پدرش به او گفت : فرزندم او امام رافضيها حسن بن على معروف به ابن الرضا بود راوى در ادامه مىگويد : پدرم تا يك ساعت ، ساكت ماند گويا در انديشهء موضوع مهمى بود آنگاه گفت : فرزندم اگر خلافت از خاندان عباسى ( عباسيها ) بدر رود بنا به فضل و عبادت و زهد و اخلاق نيكويى كه دارد كسى جز او از بنى هاشم استحقاق خلافت ندارد و اگر پدرش را ديده بودى مىديدى كه چه مرد فاضل و جوانمرد و سخنورى بود اين حديث پايان نيافته و ما ( نويسنده ) به هنگام سخن گفتن از وفات امام ( ع ) ، آن را پى مىگيريم . از آنچه كه راويان به روايت احمد بن عبيد اللّه افزوده‌اند چنين برمىآيد كه اين صحنه و آنچه از ستايش و احترام و ارجى كه عام و خاص براى امام قائل بودند تحولى در برخورد او نسبت به ايشان پديد آورد و از او كه با همهء علويها و ياران و شيعيانشان سر دشمنى و كينه داشت كسى را پديد آورد كه از امام تقدير به عمل مىآورد و بزرگشان مىداشت . اعم از اينكه اين روايات درست باشند يا نادرست - كه امكان درست بودنشان وجود دارد - آنچه ترديدى در آن نيست اينكه فراوانى شيعه در آن زمان و پراكندگى آنها در تمامى شهرها و حتى در پايتخت آن حكام و گرد آمدنشان به دور امام حسن عسكرى ( ع ) و فراوانى پولهايى كه به وسيله وكلاى آن حضرت كه اينجا و آنجا پراكنده بودند به ايشان مىرسيد به علاوه گردهمايى كه هرازگاهى ، به حضور ايشان مىرسيدند و نيز قيامهاى علويها عليه حكومت وقت در چندين نقطه از جمله حسن بن - زيد علوى كه بر طبرستان و اطراف آن مسلط گرديد و ديگران همه و همه ، حكام را بتنگ آورده بود و خطرهايى را كه در مقابل امام حسن عسكرى به صورت آزاد و به اتفاق شيعيانش ، بر ايشان داشت براى ايشان مجسم مىكرد بويژه كه آنها نظرياتش را نسبت به حكومت و حاكمان مىدانستند و خوب آگاه بودند كه وقتى صحبت از ستم و ستمكاران به ميان مىآورد و بىمحابا به آنها مىتاخت ، خودشان را منظور داشت . و آنگاه كه به عدل و احسان و ايثار سفارش مىكرد و از ستم و طغيان برحذر مىداشت در پى بىآن بود كه توجه مردم را به بىبندوبارى آنها و زير پا گذاردن حقوق مردم و ارزشها و اخلاقيات و زياده‌روى آنان را در گناه و كارهاى زشت ، جلب كند
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 513 | هاشم معروف الحسني / محمد مقدس