تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨
در همان هنگام كه مهتدى درگير نبرد سخت خود با تركها و موالى بود امام سرنوشتى را كه داشت ، برايش پيش‌بينى كرد ، در اين رابطه در تاريخ الغيبة الصغرى نوشته محمد صدر به نقل از اعلام الورى تصنيف طبرسى آمده است كه به ذهن يكى از ياران امام خطور كرده بود كه درگيرى مهتدى در جنگ ، مانع از آن مىشود كه امام را مورد پيگرد و تهديد قرار دهد لذا برايشان نوشت : سپاس خدايى كه او را به خود مشغول داشت و مانع از آن شد كه به تو بپردازد شنيده بودم كه او ترا تهديد مىكرد امام با خط خويش در پاسخش نوشتند : عمر او كوتاهتر از آن است كه فكرش را بكنى از هم امروز تا پنج روز بشمار او در روز ششم با خفت و خوارى كشته خواهد شد . از مناقب ابن شهرآشوب چنين برمىآيد كه مهتدى با اينكه در پى تحقق عدالت در مورد رعايا بود و همان شيوه‌اى را كه عمر بن عبد العزيز در پيش گرفته بود ، در پيش گرفت نسبت به امام اهانت و بدرفتارى مىكرد و ايشان را به زندان افكند و دستور سخت‌گيرى نسبت به ايشان را داد . امام در زندان به يكى از كسانى كه با وى زندان بود فرمود : هم امشب خداوند عمر او را مىگيرد ، راوى مىگويد وقتى آن شب را صبح كرديم تركها جنگ را بر او سخت‌تر كرده و او را كشتند و معتمد بجايش نشست . و در روايت كلينى به نقل از على بن محمد با اسناد به على بن عبد الغفار آمده كه گفته است : هنگامى كه امام حسن عسكرى به زندان افكنده شد عباسيها بر صالح بن وصيف وارد شدند صالح بن على و ديگر منحرفين همراهشان بودند از وى خواستند تا بر او سخت‌گيرى بيشترى روا دارد صالح به آنها گفت : ديگر چه كار با او بكنيم دو تن از بدترين آدمهاى خود را بر او گمارده‌ام ولى ( بر اثر تماس با او ) در نماز و عبادت اعجوبه‌اى شده‌اند آنگاه دستور داد آن دو نفر را حاضر آوردند به ايشان گفت : ببينيم دربارهء اين مرد چه مىگوييد ؟ به او گفتند : دربارهء كسى كه روزها روزه مىگيرد و تمام شب به نماز ايستاده است و جز عبادت كار ديگرى ندارد ، چه مىگويى وقتى نگاهمان به او مىافتد تمام انداممان به لرزه درمىآيد و حالتى به ما دست مىدهد در اختيارمان نيست ؛ وقتى عباسيها اين سخنان را شنيدند دست از پا درازتر ، بازگشتند . در اين روايت چيزى دال بر اينكه اين جريان در زمان مهتدى يا از زمان بعد از او اتفاق افتاده باشد وجود ندارد گواينكه روايت قبلى تقريبا تصريح دارد كه زمان او امام ، زندانى بوده است . و در « القنية » اربلى به نقل از محمد بن اسماعيل علوى آمده كه گفته است : امام