سپيده ، نخ سپيد نمايان است و نه آن سپيدى كه گسترده مىشود و در سفر و حضر تنها هنگامى نماز بخوان كه آن را دريابى كه خداوند تبارك و تعالى ، خلق خود را در شبهه قرار نداده و در اين رابطه فرموده است : بخوريد و بياشاميد تا هنگامى كه نخ سپيد از نخ سياه در سپيده برايتان از هم تمييز داده شود بنابراين ملاك سر زدن سپيده ، مشخص - شدن نخ سپيد است و در همين حد است كه در روزه گرفتن ، خوردن و نوشيدن حرام مىشود و در همين فاصله بايد نماز را بجاى آورد .
همچنين كلينى به سندى كه به ابن مهزيار به نقل از يحيى بن ابى عمران همدانى روايت كرده مىگويد : براى امام جواد ( ع ) نوشتم : فدايت گردم دربارهء مردى كه در نمازش تنها سورهء فاتحه را با بسم اللّه الرحمن الرحيم آغاز كند و در سورههايى جز آن بسم اللّه نگويد چه مىگويى . عباسى در اين باره مىگويد : اشكالى ندارد . حضرت با خط خود در پاسخ نوشتند : به كورى چشم عباسى ، بايد نمازش را تكرار كند « 1 » .
همچنانكه در كافى به نقل از سهل بن زياد با سند به محمد بن وليد كرمانى روايت شده كه گفته است : به ابو جعفر دوم عرض كردم دربارهء مشك چه مىگوييد ؟ فرمود :
پدرم دستور داد تا با هفتصد درهم برايش مشك فراهم آوردند ، فضل بن سهل برايش نوشت كه مردم چنين كارى را نمىپسندند در پاسخش نوشت : اى فضل ! آيا نمىدانم كه حضرت يوسف با وجودى كه پيامبر بود هميشه لباسهاى ابريشم زربافت مىپوشيد و بر تخت زرين مىنشست و اينها چيزى از حكمتش نمىكاست . راوى در ادامه مىگويد :
آنگاه حضرت دستور داد تا به مبلغ چهار هزار درهم برايش گونههاى مختلف عطر ، فراهم آوردند .
و در جلد پنجم كافى با سند به سيارى به نقل از احمد بن زكريا صيدلانى به نقل از مردى از بنى حنيفه از اهالى بست و سجستان روايت كرده كه گفته است : در سالى كه در آغاز خلافت معتصم ، ابو جعفر ( ع ) به حج رفت همراه ايشان شدم سر سفره كه گروهى از دوستان سلطان حاضر و بنده به ايشان عرض كردم : فدايت گردم والى شهر ما مردى است كه به شما اهل بيت ارادت مىورزد و دوستتان دارد و من خراجى به ديوانش بدهكارم حال اگر صلاح مىدانى نامهاى برايش بنويس تا به من نيكى كند و از بدهىام درگذرد .
هامش
( 1 ) اين عباسى ، هشام بن ابراهيم عباسى است كه به قول مفسر كافى ، با امام رضا و امام جواد از در مخالفت در مىآمد .