داشتهاى و اگر راست گفته باشى در حد اتهام بايد حدى را كه خداوند بر تو مقرر داشته ، جارى كنند و در ادامه مىگويد : شهادت همسر از اين جهت به صورت شهادت چهار بار سوگند به خدا شده است كه بجاى هر شاهد ، سوگندى پذيرفته شده است .
و بسيارى از اين گونه روايات كه محدثين و فقها در كتب فقه و حديث در موضوعهاى مختلف ، از ايشان نقل كردهاند .
از جمله ديگر كسانى از اصحاب ثقهء آن حضرت كه از ايشان روايت كردهاند ايوب بن نوح بن دراج كوفى است كه به تعبير كشى در رجال خود از نيكان و از وكلاى امام جواد و امام هادى ( ع ) بوده و متهم به ثروتمندى است ولى تنها صد و پنجاه دينار ( پس از مرگ ) از خود بجاى گذارده بود .
ديگرى جعفر بن محمد بن يونس احول است كه از ايشان و پدر ايشان امام رضا ( ع ) روايت كرده و از اصحاب آن حضرت بشمار مىرفته است و مؤلفين در احوال رجال او را به فضل و علم توصيف كرده و او را در ميان اصحاب ائمه ( ع ) از شمار مؤلفين ، برشمردهاند .
از جمله ديگر اصحاب آن حضرت كه از ايشان روايت كردهاند جوان الخادم قراطيسى « 1 » است كه در يك روايت طولانى از او آمده كه مىگويد : به حضور آن حضرت رسيدم ديدم كه ايشان بر دكانى ايستادهاند كه فرشى در آن نيست . غلامى فرشى برايشان آورد حضرت روى آن نشستند ؛ من تحت تأثير هيبت و ابهت ايشان قرار گرفتم و براى ورود به دكان خواستم كه از همانجايى كه ايشان نشسته بودند بدون پله ، وارد شوم كه ايشان به محل پله راهنمايىام كردند من بالا رفتم و سلام گفتم و آن حضرت سلامم را پاسخ فرمود و دستش را به سويم دراز كرد دست ايشان را گرفتم و بوسيدم و به روى صورت خود گذاردم با دست مرا نشاند من از شگفتى و تحت تأثير ابهت ايشان ، دست آن حضرت را لمس كردم ايشان نيز دست خود را در دستم گذارد وقتى آرام گرفتم آن را رها كردم و به اطلاع آن حضرت رساندم كه ريان بن شبيب از شما براى خود و فرزندش التماس دعا دارد آن امام نيز براى وى دعا كرد ولى آنچنان كه در « اخبار الرجال » كشى آمده براى فرزندش دعا نكرد .
از جمله خواص اصحاب آن حضرت و راويان از ايشان ، على بن مهزيار ( مازيار )
هامش
( 1 ) نسبت به قراطيس ( نوشتافزار ) كه آنها را مىساخت به تجارت آنها مىپرداخت .