را كه پيرامون مأمون و بىسروسامانى در بغداد و جاهاى ديگر را كه به علت - ولايتعهدى امام رضا مطرح گشته بود و پيامدهاى آن از جمله خلع وى ( مأمون ) از خلافت و سپردن قدرت به ديگرى و نيز شرايط و زمينههاى وفات امام رضا را در نظر بگيرد نمىتواند مأمون را از ترور و به شهادت رساندن آن حضرت به شيوهاى كه مورخين روايت كرده يا به شيوهء ديگرى ، مبرّا بداند .
در مورد چگونگى انجام اين كار ، راويان از عبد اللّه بن بشير روايت كردهاند كه گفته است : مأمون به من دستور داد ناخنهايم را بلند كنم و كسى را از اين امر باخبر نسازم و من هم اين كار را كردم آنگاه مرا فرا خواند و چيزى شبيه تمر هندى بيرون آورد و به من گفت : اينها را با دو دستانت خمير كن سپس برخاست و از نزد من دور شد و به حضور امام رضا ( ع ) رسيد و به ايشان گفت : حالت چطور است ؟ فرمود : اميدوارم كه خوب باشم . گفت : آيا امروز كسى از همراهان ، نزد شما آمد ؟ فرمود : خير . مأمون خشمگين شد و بر يكى از غلامانش فرياد كشيد و سپس گفت : همين الساعه آب انار را بگير كه ايشان از آن بىنياز نيست . آنگاه مرا فراخواند و گفت : براى ما انار بياور و به من دستور داد كه با دستان خود آن را بفشارم من اين كار را كردم و او با دست خود آب انار را به امام رضا نوشانيد و تنها دو روز بعد از آن بود كه آن حضرت مرد .
راويان به نقل از ابا صلت هروى نقل كردهاند كه گفته است : به حضور امام رضا رسيدم ، مأمون تازه از پيش ايشان بيرون رفته بود و به من فرمود : اى ابا صلت آنها كار خود را كردند و به ذكر خدا و ستايش او پرداختند .
و در « الارشاد » و مقاتل الطالبيين به نقل از محمد بن الجهم آمده كه او گفته است :
امام رضا از خوردن انگور لذت مىبرد او ( مأمون ) تعدادى از آن را برداشت و از دم چند روزى آنها را در سم قرار داد و سپس تقديم حضرت كرد و ايشان از آنها ميل كردند و بر اثر آنها ، وفات يافتند مادهاى كه انگور را بدان آغشته كرد سم قاتل بود . و منافاتى هم ميان اين دو روايت وجود ندارد چه امكان اين هست كه مأمون هر دو كار را توأما انجام داده باشد .
و آنچنان كه در « عيون اخبار الرضا » تأليف شيخ صدوق عليه الرحمه آمده وفات آن حضرت در طوس در روستايى به نام سناآباد بود و در منزل حميد بن قحطبه در كنار جايى كه هارون الرشيد در آن به خاك سپرده شد رو به قبله ، به خاك سپرده شد .
راويان مدعيند كه مأمون به موقع وفات آن حضرت را خبر نداد بلكه يك شبانهروز
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 439
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٤٣٩