تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
رابطه شيخ صدوق از « عيون الاخبار » نقل مىكند كه مأمون در حالى كه امام رضا ( ع ) در حال جان سپردن بود به ايشان گفت : به خدا قسم كه نمىدانم كدام يك از اين دو مصيبت بر من گرانتر است از دست دادن تو و دورى از تو يا اتهام مردم به من كه ترا كشته‌ام ؟ و در روايت ابى فرج در « المقاتل » آمده است كه مأمون گريه مىكرد و مىگفت : چه دشوار است بر من اى برادر كه در مرگت زنده باشم حال آنكه وجود تو اميد من بود و از آن گرانتر و سخت‌تر اينكه مردم مىگويند كه من به تو سم خوراندم ولى با خدايم مىگويم كه از اين كار ، برى هستم . همچنانكه در قصيده‌اى كه خزاعى شاعر در سوگ ايشان گفت آمده است : - الا اى قبرى كه به جاى غريبى ، آرميده‌اى ؛ در طوس كه بر تو پرچمها در اهتزازند . - ترديد كردم نمىدانم آيا نوشيدنى به تو نوشاندند ( و مسمومت كردند ) كه بايد بر تو گريه كنم يا آنكه به مرگ طبيعى مردى . - و در هر صورت چه مسموم شده باشى يا به مرگ طبيعى مرده باشى بسيار زود بوده است . - چه شگفت است از آنها كه ترا ( رضا ) ناميده‌اند و از هم ايشان به تو اينهمه ترشرويى و چين و شكن مىرسد . و از ابو فراس همدانى نيز چنين مىنمايد كه او بنا به آنچه كه در قصيده‌اى كه در آن به اهل بيت ( ع ) و بنى عباس پرداخته و ابيات زير از جملهء آن است ، نسبت به شهادت امام ( با سم ) ترديدى نداشته است . - تن به قتل رضا دادند پس از آنكه با وى بيعت كردند و خشم و نفرتش را از اين راهى كه مىپيمودند مىديدند ولى كور شدند . - دار و دسته‌اى كه پس از خوشبختى ، بدبخت گرديد و گروهى كه پس از جان سالم بدر بردن ، هلاك شدند . - نه بيعت ، ايشان را از خونشان بازداشت و نه سوگند و خويشى و نزديكى . و شايد اشجع بن عمرو سليمى در اين دو بيت زير اشاره به اتهام مأمون در قتل آن حضرت دارد : - اى كسى كه در غير خانهء خود ، به خاك سپرده شده و اى قربانى روزى كه شكارى در آن نبود .