در هر صورت ، پيش از آنكه امام سن كودكى را پشت سر گذارد حوادث و نبردهاى خونينى كه سالها ميان امويها و دشمنانشان كه به نام علويها قدم پيش گذارده بودند و جنايت امويها را عليه اهل بيت ، با مردم در ميان مىگذاردند نبردهايى كه همه جا را فرا گرفته بود بالاخره به دوران تازهاى منجر شد كه مسلمانان از آن استقبال كردند و گمانشان اين بود كه در سايهء حكومت تازه ، آزادى خود ، كرامتشان و حقوق غصب شده آنها از دهها سال بدين سو بازگردانده شود . ولى هنوز تنها ساليان اندكى از دوران تازه نگذشته بود كه سران آن منتظر نابودى كامل دشمنانشان بودند و تدارك تثبيت موقعيت خود را مىديدند و همينكه جاى پايشان محكم شد در سياست و برخوردهاى خود ، زشتترين نقشهايى را كه سران حكومت زوال يافته بويژه در ارتباط با علويها و شيعيانشان داشتند ، بازآفرينى كردند و منصور خليفه آنها چندين بار قصد جان امام صادق ( ع ) را كرد كه همچنان در بخشهاى گذشته و به هنگام صحبت از سيره آن امام مطرح كرديم خداوند سبحان او را از اين كار بازمىداشت . امام موسى بن جعفر بيست سال را با پدر بود كه حدود پنج سال از آن در زمان حكومت امويها و چهار سال و نيم در زمان خلافت عبد اللّه بن محمد بن على ملقب به سفاح ( خونريز ) و نه سال و چند ماه نيز در دورهء منصور دوانيقى بود كه در اين هنگام پدر گراميش رحلت فرمود و پس از پدر نيز مدت سى و پنج سال مدت امامت ايشان بود كه حدود ده سال از آن پس از وفات پدرش در زمان منصور بود و ده سال نيز در زمان فرزندش محمد ملقب به مهدى و در زمان فرزندش موسى الهادى مدت يك سال و برادرش هارون الرشيد حدود پانزده سال زندگى كردند كه در پايان اين مدت به وسيلهء سمى كه طبق آنچه ميان راويان مشهور است رئيس زندان او سندى بن شاهك در زندان هارون الرشيد به خورد آن حضرت داده بود در رجب سال 183 ، وفات يافت .
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 315
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٣١٥