تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
و غنايى چون غناى نفس نيست و معرفت و شناختى چون شناخت خود و نعمتى چون عافيت ، وجود ندارد و عافيتى چون يار شدن توفيق و شرفى چون بلندهمتى و زهدى چون محدوديت آرزو و عدلى چون انصاف و ستمى چون همسويى با هواى نفس و طاعتى چون انجام فرايض و مصيبتى چون نبود عقل و خرد و معصيتى چون اندك شمردن گناه و خشنودى از وضعى كه در آنى و جهادى چون مخالفت با هواى نفس و نيرويى چون بازداشتن خشم و ذلتى چون ذلت آز ، وجود ندارد . و از زياده‌روى و كوتاهى به هنگام فرصت بپرهيز كه اين راه ، صاحبش را به زيان سوق مىدهد . آن حضرت ( ع ) به يكى از يارانش فرمود : سخن خوب را از هر كه گفت ، بپذير اگر چه گوينده خود به آن عمل نكند كه خداوند متعال مىفرمايد : آنها كه سخن را مىشنوند و از بهترينش پيروى مىكنند آنها كسانى هستند كه خدا هدايتشان كرده است . و گروهى از يارانش ، از آن حضرت نقل كرده كه فرموده است : آيا كسى از شما دست خود را درون جيب دوستش مىكند و بدون اطلاع وى هر آنچه مىخواهد از آن بر مىدارد ؟ گفتند : نه يا ابن رسول اللّه . فرمود : برويد كه آنچنان كه مدعى هستند برادران ما نيستيد . و به يكى از يارانش فرمود : از آنچه به تو مربوط نمىشود خود را كنار گير و از دشمنت اجتناب كن و از دوستت برحذر باش با جفاپيشه دوستى مكن و راز خود با او برملا نكن و در كار خود با كسانى كه از خدا مىترسند مشورت كن و اگر بتوانى تنها با كسى كه به او نيكى كرده‌اى معامله كنى اين كار را بكن و سه موارد از اخلاق پسنديده اين است كه بر كسى كه بر تو ستم روا داشته ببخشايى و با كسى كه قطع رابطه‌ات كرده ، ارتباط برقرار كنى و در صورتى كه حق‌ناشناسى بر تو روا داشت بردبارى به خرج دهى . و مىفرمايد : ستم بر سه گونه است : ستمى كه خداوند آن را نمىبخشايد و ستمى كه خداوند آن را مىبخشايد و ستمى كه خداوند آن را به حال خود رها نمىكند . آن يك كه خداوند آن را نمىبخشايد شرك به خداست و آن يك كه آن را مىبخشايد ستم آدمى بر خودش در آنچه كه ميان خود و خدايش است و ستمى كه خداوند از آن درنمىگذرد ستم بندگان بر يكديگر است . آن حضرت ( ع ) يك بار يارانش را مورد پند و اندرز قرار داده به همكارى با يكديگر فرا خواندشان و فرمود : هر بنده‌اى كه از يارى رساندن به برادر مسلمان خود و