تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
و در روايت ابراهيم بن عبد الحميد و ديگران آمده است كه امام جعفر صادق ( ع ) مىفرمود : خداوند رحمت كند زرارة بن اعين را كه اگر او و امثال او نبود احاديث پدرم ، از ميان مىرفت و فراموش مىشد و دربارهء او و گروهى از يارانش از جمله ابو بصير ليث مرادى و محمد بن مسلم و يزيد بن معاويه عجلى مىگويد : اگر اينان نبودند كسى ياراى استنباط اين فقه ( فقه جعفرى ) را نداشت ؛ اينان حافظان دين و امينان پدرم ( ع ) در مورد حلال و حرامش بودند و هم اينان در دنيا و آخرت ، همراهان هستند . و آنچنان كه در شرح حال وى آمده امام جعفر صادق ( ع ) در يكى از مجالس خود به او مىفرمايد : به خدا سوگند كه تو از همه مردم برايم عزيزترى و در ميان ياران زنده و مردهء پدرم از همه محبوبترى . او آنچنان كه در سفينة البحار قمى و اتقان المقال شيخ محمد طه نجف آمده ، دو كتاب از خود بجاى گذاشت كه يكى در جبر و تفويض و ديگرى در « استطاعت » است و او يكى از شش تن ياران امام محمد باقر ( ع ) بوده كه راويان در صحت آنچه كه ايشان نقل كرده‌اند ، اتفاق نظر دارند . از ديگر شاگردان سرشناس آن حضرت ، محمد بن مسلم ثقفى است كه دربارهء او و زرارة و محمد بن على بن نعمان ملقب به مؤمن الطاق و يزيد العجلى است كه امام صادق ( ع ) مىفرمايد : چهار تن از مردم هستند كه مرده و زندهء آنها ، نزد من محبوبترند . و ابن - ابى يعفور به امام صادق ( ع ) گفت : من نمىتوانم هر لحظه كه بخواهم به حضور شما برسم و شما را ملاقات كنم حال آنكه كسانى از يارانمان مىآيند و از من سؤال مىكنند و من پاسخ همهء پرسشهاى آنان را ندارم ؛ امام ( ع ) فرمود : چه چيز مانع از آن مىشود كه از محمد بن مسلم ثقفى بپرسى كه او از پدرم حديث شنيده و نزد ايشان ، ارج داشته است . گروهى از وى روايت كرده كه گفته است : شبى بر پشت بام خوابيده بودم كه درب خانه را زدند از روى پشت بام نگاه به پايين انداختم و ديدم كه پشت در ، زنى است به من گفت : مرا عروسى است كه درد زايمان در او ظاهر شده و در حال زاييدن ، مرده است و فرزند در شكمش حركت مىكند حال با او چه كنم ؟ گفتم : از امام محمد باقر ( ع ) در همين باره پرسش شد گفت كه بايد شكم مرده را بشكافند و فرزند را از آن بيرون كشند تو نيز چنين كن ولى تو به من بگو كه چه كسى ترا نزد من فرستاد ؟ گفت : خدايت رحمتت كند نزد ابو حنيفه رفتم و در اين باره از او پرسيدم گفت من پاسخى بر اين مسأله ندارم ولى بر توست كه نزد محمد بن مسلم ثقفى روى كه پاسخت را خواهد داد و وقتى پاسخ خود را دريافت كردى نزد من بازگرد .