خداوند مىخواست كه مذهب اهل بيت و فقه آنها يعنى همان فقه على بن - ابى طالب ( ع ) كه او بلاواسطه از پيامبر دريافت كرده بود به نوادهاش جعفر بن محمد كه خود به اتفاق پدرش امام محمد باقر ( ع ) در تأسيس آن شركت يافت و پس از وفات او مستقلا آن را رهبرى فرمود ، نسبت داده شود البته اين بدين علت نبود كه حضرت امام صادق ( ع ) در اصول و فقه مذهب ، نظرى متفاوت با نظريات پدران يا نوادگانش داشت او خود فرموده بود حديث من حديث پدرم و حديث پدرم حديث جدم و حديث جدم حديث رسول خدا و حديث رسول خدا همان سخن خداست علت اين نبود بلكه ناشى از اين بود كه براى او و پدرش شرايطى فراهم آمد كه براى ديگران فراهم نيامده بود آنها توانستند در آن مدت زمان كوتاهى كه سرشار حوادث و فعل و انفعالاتى به سود آنها بود شرق و غرب جهان را از آثار اهل بيت و فقه آنها سرشار سازند و چيزى را تحقق بخشند كه تحقق آن براى پيشينيان آنها و امامانى كه بعد از آنها آمدند ، ميسر نشد و به نظر مىرسد كه به همين علت ، فقه و معتقدات اهل بيت به امام صادق ( ع ) ، منسوب شده است .
حال كه سخن از امام باقر ( ع ) و نقش ايشان در تأسيس اين دانشگاه به ميان است ناگزير بايد به برخى كسانى كه از آن فارغ التحصيل گرديدند و آثار آن را به نقاط مختلف ، بردند ، اشارهاى داشته باشيم ، از جمله اينان ، « ابان بن تغلب بن رباح ابو سعيد - البكرى » است كه با سه تن از امامان شيعه معاصر بود و از ايشان بهره گرفت و از نوشتههاى كسانى كه دربارهء راويان نگاشتهاند چنين برمىآيد كه رابطه او با امام باقر ، نسبت به زمان ارتباطى كه با امام زين العابدين و امام جعفر صادق ( ع ) داشت ، طولانىتر بود و او از آن حضرت بيش از ديگران بهره گرفت ، النجاشى به نقل از ابراهيم بن يزيد نخعى روايت كرده كه ابان بن تغلب در همهء رشتههاى علوم ، پيش قدم بود از جمله در فقه و حديث و ادبيات و لغت و نحو سرآمد بود ، مىافزايد كه او كتابهاى بسيارى تصنيف كرده كه از ميان آنها كتاب وى تفسير غريب القرآن را برمىشمارد . و امام محمد - باقر ( ع ) به او فرمود : در مسجد مدينه بنشين و بر مردم فتوا كن كه من دوست دارم كه در ميان شيعيانم كسانى چون تو ، يافت شوند .
مؤلفان شرح حال راويان مىگويند : وقتى او با امام جعفر صادق ( ع ) روبرو مىشد مصافحهاش مىكرد و به آغوشش مىكشيد و به گرمى از وى استقبال مىكرد و هرگاه به مسجد پيامبر ( ص ) وارد مىگرديد جايگاه ويژهء پيامبر ( ص ) را براى او خالى مىكردند
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 210
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٢١٠