تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
طباطبا معروف به ابن الطقطقى آمده است كه مردم مدينه به سال شصت و دو يعنى يك سال پس از كشته شدن امام حسين ، عليه يزيد سر به شورش برداشتند . و در همين سال بود كه جريان « الحرة » كه محلى خارج از مدينه است ، اتفاق افتاد . وقتى مروان بن الحكم و بنى اميه عازم شام شدند و خانوادهء خود را در مدينه بجاى گذاشتند مروان بن الحكم با عبد اللّه بن عمر صحبت كرد و از او خواست كه خانواده و اهل خود را نزد وى بسپارد كه رضايت نداده ، آنگاه به سراغ امام زين العابدين ( ع ) رفت كه او با اين كار موافقت كرد كه تا پايان نبرد نزد وى باقى ماندند ، وقتى اقدامهاى اهل مدينه به اطلاع يزيد رسيد لشكرى به فرماندهى مسلم بن عقبة المرى به سراغشان فرستاد ، وقتى اين لشكر به الحرة رسيد اهل مدينه طى لشكرى به فرماندهى عبد اللّه بن حنظلة به نبردش شتافتند طرفين نبرد سخت و خونينى با يكديگر داشتند كه با پيروزى لشكريان شام پايان يافت و عبد اللّه هشت فرزند خود را به نبرد فرستاد و خود نيز همراه آنان كشته شد . مسعودى در مروج الذهب مىگويد : در آن نبرد بسيارى از مردم از بنى هاشم و قريش و انصار و ديگران كشته شدند و در ادامه مىگويد : از خاندان ابو طالب دو تن يعنى عبد اللّه بن جعفر بن ابى طالب و جعفر بن محمد بن على بن ابى طالب و از بنى هاشم غير از خاندان ابو طالب فضل بن عباس بن ربيعة بن الحرث بن عبد المطلب و حمزة بن عبد اللّه بن نوفل بن حرب بن عبد المطلب و عباس بن عتبة بن ابى لهب و نود و اندى از قريش و همين تعداد از انصار و چهار هزار نفر از ديگر مردم كه غير از ناشناخته‌ها آمارگيرى شده بودند به قتل رسيدند و مردم از آن پس با بيعت يزيد در واقع به صورت بردگان او درآمدند و ديگرانى كه تن به اين بيعت برده‌وار نشدند به استثناى امام زين - العابدين و على بن عبد اللّه بن عباس ، از سوى مسلم بن عقبه براى از دم شمشير گذرانده - شدن ، احضار شدند ، مردم به سراغ امام زين العابدين آمدند ايشان بر سر قبر پيامبر ( ص ) پناه آورده بودند و به دعا مىپرداختند ايشان را كه به شدت خشمناك بودند نزد مسلم بن عقبه آوردند حضرت از او و پدرانش تبرا جست ولى مسلم ايشان را ديد كه نزدش مىآيند به لرزه افتاد و برخاست و حضرت را كنار خويش نشاند و به ايشان گفت : نيازهايت را با من در ميان بگذار و حضرت نيز در مورد همه كسانى كه براى گردن زدن آورده بودند شفاعت كردند و سپس از نزد وى رفتند و در روايت ديگرى به ايشان گفت : شايد كه اينان ترسيده‌اند و امام زين العابدين ( ع ) در پاسخش گفتند : آرى به خدا آنگاه دستور دادند مركبش آماده شد سپس طى حمله‌اى بر او ، سخنش را