او ، با وى مشاركت مىكرد بر اثر اين اقدامها ، بر فضاى مدينه ، نگرانى و اضطراب سايه افكنده بود و هر دم امكان برآشفتن اوضاع مىرفت به گونهاى كه عمرو بن سعيد - الاشوق به عنوان مرد اول مدينه را بر آن داشت تا طى نامهاى به يزيد بن معاويه پرده از خطرات و تهديدهايى كه بر اثر برخوردهاى بانو زينب دختر على ( ع ) ممكن است تاج و تخت او را نشانه رفته است ، برگيرد .
از جمله در اين نامه آمده بود : وجود او در مدينه باعث تحريك احساسات و هيجان مردم است او زنى بليغ و تيز و داناست و به اتفاق عدهاى از همراهانش تصميم گرفته اقدام به انقلاب كند تا انتقام برادرش حسين را گرفته باشد . و يزيد در جوابش به او دستور داد تا فعاليتهاى او را كنترل كند و ميان مردم و او جدايى افكند « 1 » .
طبيعى است فعاليتى كه بانو زينب بدان دست مىيازيد از بازگو كردن و تكرار آن فاجعه و گريه و زارى پياپى كه باعث تحريك عواطف مردم و آماده ساختن آنها به قيام عليه يزيد و حكومت ستمگرانهاش كه اينك و پس از كشته شدن امام حسين ( ع ) ديگر ترس از هيچ كس و هيچ نيرويى ندارد - فراتر نمىرفت و امام زين العابدين ( ع ) و عمهاش بانو زينب موفق شدند مردم را براى انقلاب ، كاملا آماده سازند اين مردم تنها در پى جرقهاى براى منفجر شدن بودند .
هامش
( 1 ) زينب الكبرى نوشتهء جعفر نقدى صفحهء 120 و 122 و نيز بطلة كربلا نوشتهء دكتر بنت الشاطى .