تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
روانهاى از كار افتاده‌شان روح مبارزه و دفاع از كرامتى كه از هر سو خطر احاطه‌اش كرده بود ، اميد و در درون هر مسلمانى كه ياراى ياريش داشت و يارى نكرد و دعوتش را شنيد و پاسخ نگفت احساس گناه و شرم ، نطفه زد و جامعه اسلامى شاهد قيامها و حركتهايى گرديد كه از سوى كسانى كه اينك احساس گناه و كوتاهى مىكردند ، صورت مىگرفت آنها احساس كردند كه شرف و كرامت مسلمانان پس از كشته شدن امام حسين اين دردانه پيامبر خدا و به اسارت درآمدن زنان و كودكانش ، لگدمال يزيد بن معاويه و امويها ، شده است و لذا پس از گذشت تنها سه سال از كشته شدن حسين در مدينه و اطراف آن قيام توابين و مختار بن عبيدة الثقفى و مسلمانان ، صورت گرفت شهادت امام حسين ، قيام كنندگان را نيرو مىبخشيد و آنان را بر آن مىداشت تا زبونى يارى نكردن او و سر فرود آوردن در برابر ستمگران و يارانشان را جبران كنند ، از آن پس و پياپى انقلابها عليه حكومت اموى علم شد كه نبرد كربلا با ارزش والايى كه در فداكارى و جانفشانى در راه حق بجاى گذارده بود ، نيرو و قدرتشان مىبخشيد و بالاخره توانستند دولت امويها را در هم بشكنند و حكومت عباسيها به قيمت نبرد كربلا و آنچه بر حسين و ياران بزرگوارش آمد ، شكل گرفت و تأسيس شد و قيامها و انقلابهايى كه روح كربلا راهبر آنها بود عليه ظلم و فساد و طغيان به مدت دهها و بلكه صدها سال ، ادامه يافت . امام زين العابدين پس از پايان گرفتن سخنرانى خود و در حالى كه اشك از چهره‌اش سرازير بود وارد مدينه گرديد شهر را وحشت‌زده يافت مردمش را غم و اندوه فرا گرفته بود خانه‌هاى آن را خالى يافت تو گويى صاحبانشان را تسليت مىگفتند و خود كارى به كار مردم نداشت ، ديگر هيچ چيز اين دنيا و مردمان آن برايش اهميت نداشت در سالهاى نخست اقامتش در مدينه به گريه و زارى بر پدر و برادران و عموزادگان خود پرداخت بطورى كه محدثين او را در شمار گريه‌كنندگان آورده و گفتند كه او مدت بيست سال يا بيشتر از آن بر پدرش گريه كرد . و در حلية الاولياء با سندى كه به ابو حمزهء ثمالى منتهى مىشود از امام جعفر صادق ( ع ) روايت شده كه او فرمود : از امام زين العابدين درباره بسيارى گريه‌اش سؤال شد فرمود : مرا سرزنش مكنيد يعقوب پيامبر ( ع ) تنها يك فرزند خود را گم كرد و براى او آن قدر گريه كرد كه چشمانش از شدت اندوه سفيد شد و من چهارده تن از خانوادهء خود را ديدم كه كشته بر دشت كربلا افتاده بودند آيا فكر مىكنيد اندوه و
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 140 | هاشم معروف الحسني / محمد مقدس