تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
پدرش ابا عبد اللّه را بر جمع حاضران بيان مىكرد و وقايعى را كه در كربلا اتفاق افتاد به يادها مىآورد تا اينكه مردم به گريه و زارى افتادند يزيد آنگونه كه روايت مدعى است ترسيد كه مردم شام عليه او بپاخيزند لذا به اذان‌گو دستور اذان داد وقتى اذان اذان‌گو « اللّه اكبر » گفت حضرت فرمود : هيچ چيز از خدا بزرگتر نيست و هنگامى كه گفت : اشهد ان لا إله الا اللّه امام فرمود : گوشت و خون و پوست و مويم بدان گواهى داده است و هنگامى كه گفت : اشهد ان محمدا رسول اللّه على بن الحسين رو به يزيد بن معاويه كرد و به او گفت : اين محمد جد من يا جد تست ؟ اگر مدعى آنى كه جد تست دروغ گفته‌اى و كفر ورزيده‌اى و اگر مدعى آنى كه او جد منست پس چرا عترت او را به قتل رساندى . راوى به همين جا گفتگوى ميان امام زين العابدين و يزيد بن معاويه را بپايان مىبرد و مىافزايد كه در مجلس يزيد يكى از احبار يهود حاضر بود و به يزيد گفت : اين جوان كيست ؟ گفت : او على بن الحسين است . آن يهودى از جد و پدر و مادرش پرسيد نسبش را برايش بازگفت تا اينكه به رسول خدا ( ص ) رسيد يهودى گفت : اى سبحان اللّه شما به همين زودى فرزند دختر پيامبرتان را كشتيد چه بد پس از او با خاندانش برخورد كرديد به خدا قسم اگر موسى بن عمران نواده‌اى از خود بجاى مىگذاشت گمان مىكنم كه او را پس از خدا مىپرستيديم و شما ديروز با پيامبرتان بدرود گفتيد و بر فرزندش يورش آورديد و او را كشتيد چه امت پستى هستيد . راوى در ادامه مىگويد : روزى امام زين العابدين از محلى كه يزيد براى اسرا معين كرده بود خارج گرديد و در همان حال كه در يكى از بازارها قدم مىزد منهال بن عمر به او برخورد كرد و از حالش پرسيد امام ( ع ) به او فرمود : ما را همچون بنى اسرائيل در ميان آل فرعون بدان كه فرزندانشان را مىكشتند و زنانشان را زنده مىگذاشتند ؛ آنگاه امام به او فرمود : اى منهال تا ديروز اعراب بر ديگران فخر مىفروختند كه محمد از آنهاست و قريش بر ديگر اعراب فخر مىفروخت كه محمد از اوست و ما خاندان او هستيم كه اينك حقمان غصب شده و كشته شده و آواره گشته‌ايم آرى اى منهال ما اين گونه بوديم و اين چنين شديم . و در روايت ديگرى امام ( ع ) علاوه بر سخنان فوق به او فرمود : حال كسى كه بدست يزيد بن معاويه اسير است چگونه مىتواند باشد . يزيد بن معاويه آنچنان كه در الملهوف آمده است به امام زين العابدين قول داده بود كه سه خواستهء او را برآورده كند ، روزى به آن حضرت گفت : سه خواسته‌اى را كه وعده