شدند .
ابن طاووس در كتاب خود الملهوف مىگويد وقتى آنها به كربلا رسيدند جابر بن عبد اللّه و گروهى از بنى هاشم و مردانى از خاندان پيامبر ( ص ) را ديدند كه به زيارت قبر حسين آمده بودند و با ديدن يكديگر به گريه و نوحه و عزادارى پرداختند و گروهى از قبايل در نزديكى كربلا و مقيم كنار فرات نيز به آنها پيوستند و بعد از چند روزى كاروان بنا به روايتى كه به توصيف عزيمت اسرا از عراق به شام و از آنجا از راه كربلا به حجاز پرداخته آوردهاند ، عازم مدينه شد .
راويان همچنين برخوردهاى امام زين العابدين ( ع ) در راه خود به شام و نيز در دمشق را روايت كرده و به او و سر مبارك امام حسين كراماتى را در راه و در مجلس يزيد بن معاويه نسبت دادهاند كه اگر چه ياراى نقد و تحقيق نمىآورند ولى از آنها و از قدرت خداوند متعال نمىتوان بعيد دانست و مىتوان پذيرفت خداوند به اولياء خود كه دعوتش را لبيك گفته و عزيزترين و گرانمايهترين چيز خود را در راه او بذل كردند ، چنين كراماتى را عطا كند .
ولى آنچه ترديدى در آن نيست اينكه يزيد بن معاويه و همدستان نابكارش در كربلا با امام حسين و در كوفه و شام با اسرا به گونهاى كه در تاريخ عرب نظير ندارد و سابقه نداشته ، زشتترين و قبيحترين رفتارها را داشتهاند و اينها همه از يزيدى كه اينهمه بىبندوبار بود و حتى در ميان اعضاى خاندانش عنصر بىهمتايى در وقاحت و سركشى بود بعيد نيست ولى جزئيات و حوادثى را كه مؤلفين دربارهء كشته شدن امام حسين و حوادث پس از آن روايت كردهاند بيشتر روايات مربوط از نوع مراسيل هستند و اندكى از آنها كه با سند ارائه شدهاند نيز داراى عيبهايى هستند كه همه وقتى نيمى از جزئيات را دربرندارد همچنانكه بنده ترديدى ندارم كه دوستداران و داستانسرايان نيز در رواياتى كه فراوان در اين باره نگاشته شدهاند ، نقش داشتهاند .
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 137
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص١٣٧