تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
اين مطلب است كه ممكن است سلطنت ، گاهى الهى باشد و آن در صورتى است كه خداوند براى تدبير امور مردم كسى را برگزيند و اين منصب را به او دهد و آلات و اسباب سلطنت را برايش فراهم سازد و نيز مردم را به اطاعت از او فرمان دهد در اين صورت ميگويند كه سلطنت او از طرف خداست زيرا تصرف و حكمرانى اين فرد باذن و اجازه خدا صورت گرفته است البته تعيين و برانگيختن اين نوع پادشاهان با بعثت و برانگيختن پيامبران فرق دارد ( و اين دو مقام يكى مادى و دنيوى و ديگرى معنوى و اخروى است ) .

دو نكته :

از اين آيات ضمناً دو نكته استفاده مىشود : 1 - سلطنت لازم نيست كه ارثى باشد و شرط سلطان اين نيست كه بايد از خاندان سلطنت باشد بلكه كسى را كه خدا ميداند سودمند به حال مردم و داراى مصلحت اجتماعى است به اين مقام منصوب مىكند اگر چه از دودمان سلطنت نباشد . 2 - پيشوا بايد اعلم و اكمل و افضل از مردم ديگر و از نظر شجاعت و فضيلت سرآمد ديگران باشد تا شايسته اين مقام گردد و لذا خداوند علت انتخاب و تقديم طالوت را همين جنبهء « اعلم و اقوى » بودن او معرفى مىكند .