مؤمنان ، همان علامتهاى كفر است كه در دلهاى كافران مىباشد . بنا بر اين ، در حقيقت ، راسخان درخواست مىكنند خداوند دلهاى آنان را از اين پاداش كه گشادگى و وسعت است برنگرداند به تنگى و سختى كه عذاب و كيفر است .
4 - منظور اين است كه ( خداوند ) دلهاى آنان را از يقين و اطمينان منحرف نگرداند .
بايد توجه داشت كه لازمه اين درخواست اين نيست كه اگر سؤال و درخواست نبود خداوند آن انحراف را بوجود مىآورد زيرا امكان دارد براى توجه به خدا و اظهار نيازمندى بدرگاه او چيزى را كه ما مىدانيم خداوند آن را انجام مىدهد درخواست كنيم كه آن را انجام دهد و چيزى را كه مىدانيم حتماً آن را نخواهد كرد سؤال كنيم آن را انجام ندهد زيرا گاهى مصلحت در خود اين درخواست خواهد بود مثل آيه كريمه :
« قالَ رَبِّ احْكُمْ بِالْحَقِّ »
« 1 » ( گفت خدايا به حق حكم فرما ) و مىفرمايد : و قال
« رَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِكَ
« 2 »
»
( خدايا آنچه را كه به پيامبرانت وعده كردى بما بده ) و از حضرت ابراهيم نقل مىكند كه عرضه داشت
« وَ لا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ »
« 3 » ( و مرا در قيامت خوار نگردان ) و معلوم است كه خدا حتماً به حق حكم مىكند و بوعده خويش وفا مىنمايد و حضرت ابراهيم را در روز قيامت خوار نمىگرداند ولى براى مصلحتهايى كه درخواستن است اين درخواستها شده است .
سؤال :
چطور نادرست است كه كسى بگويد خدايا بما ستم نكن و در حق ما جور ننما ؟
پاسخ :
علت اين كه اين نوع سؤال نادرست است اين است كه اين درخواست ناراحتى انسان را مىرساند و چنين مطلبى در برابر كسى گفته مىشود كه عادت او جور و ستم كردن است ولى خداوند جور و ستمى ندارد .
هامش
( 1 ) - آيه 112 از سوره انبياء
( 2 ) - آيه 191 از سوره آل عمران
( 3 ) - آيه 87 از سوره شعراء