و چنانچه لفظ آن در اصل « يضارر » فعل مجهول باشد كه بفتح راء اول است چنان كه ابن مسعود و مجاهد گفتهاند : مقصود اين است كه نويسنده و گواه نبايد ضرر ببينند به اين كه در وقتى كه از نوشتن معذور است او را وادار به نوشتن كنند و كار را بر گواه سخت بگيرند مثل اين كه در وقتى كه از گواهى دادن معذور است او را براى گواهى بطلبند و يا اين كه آنها را بر نوشتن يا گواهى دادن مجبور كنند . زجاج گفته است بقرينه جمله بعد قول اول بهتر است زيرا در جمله
« وَ إِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ »
( و اگر چنين كرديد نافرمانى دستور او را نمودهايد ) تعبير « فسوق » شده و اين تعبير از كسى كه مطابق عدالت رفتار نكرده و نوشته را تحريف كرده است مناسبتر است از كسى كه نويسنده يا گواه را در وقتى كه آنان كار داشتهاند دعوت كرده است ولى ساير مفسرين غير از زجاج مىگويند : منظور اين است كه اگر بنويسنده و گواه ضرر زديد ، ضرر در نوشتن و گواهى براى شما فسق يعنى نافرمانى خداوند است .
« وَ اتَّقُوا اللَّهَ »
در آنچه خداوند بشما امر يا نهى كرده است از او بترسيد .
« وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ »
و آنچه از امور دينى كه به آن نيازمند بودهايد براى شما بيان نموده است .
« وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ »
و خداوند به آنچه گفته شد و غير آن دانا است .
على بن ابراهيم در تفسير خويش مىگويد : در تمام سوره بقره پانصد حكم از احكام خدا است ولى در اين آيه فقط پانزده حكم مىباشد .