تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
من فرمود : از درد و رنج و بىخوابى من و على در شب گذشته مپرس ( كه بسيار سخت بود ) . گفتم : اى رسول خدا آيا اجازه مىدهى امشب به جاى على ( ع ) با شما باشم و شريك غم و رنج شما گردم . در پاسخ فرمود : لا هو احقّ بذلك . : « نه ، على ( ع ) به اين كار سزاوارتر است » . و در كتاب جعفريّات از امام سجّاد ( ع ) نقل شده كه ابوذر غفارى گفت : هنگامى كه رسولخدا ( ص ) در بستر رحلت آرميده بود به محضرش رفتم ، سرش را به سينه‌ام تكيه داد ، در اين هنگام حضرت على ( ع ) وارد شد ، پيامبر ( ص ) فرمود : على ( ع ) را نزد من بخوان تا به او تكيه كنم ، زيرا او براى اين كار ، شايسته‌تر از تو است . من برخاستم و بسيار بىتابى و اظهار ناراحتى كردم ، پيامبر ( ص ) فرمود : « اى ابوذر ! در اينجا باش و با دست خود پيمان ببند ( و مسلّم بدان ) كسى كه عاقبت امرش با اقرار به يكتائى و بىهمتائى خدا ختم گردد وارد بهشت مىشود . . . » . آرى على ( ع ) اين گونه به پيامبر ( ص ) نزديك بود ، و در كتاب تاريخ خطيب نقل شده : رسول خدا ( ص ) پس از بازگشت از جنگ بدر گم شد ، گروههاى مسلمين از همديگر مىپرسيدند آيا رسولخدا ( ص ) در ميان كاروان شما است ؟ تا اينكه رسولخدا ( ص ) همراه على ( ع ) آمد ، مسلمين پرسيدند : شما را گم كرديم . رسول خدا ( ص ) فرمود : « دل دردى بر ابو الحسن ( على عليه السّلام ) عارض شد ، از اين رو همراه او بودم و آمدن من به تأخير افتاد » . * * * سليم بن قيس مىگويد : از مقداد دربارهء على ( ع ) پرسيدم ، گفت : ما قبل از آنكه پيامبر ( ص ) زنان خود را امر به حجاب كند ( قبل از نزول آيهء حجاب ) همراه
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى ) — صفحة 308 | الشيخ عباس القمي / محمد محمدى اشتهاردى