تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
* * * يكى از وصيتهاى پيامبر ( ص ) به على ( ع ) اين بود كه : هنگامى كه از دنيا رفتم و از همهء امور مربوط به غسل و كفن و دفن من فارغ شدى ، در خانه‌ات بنشين و به جمع آورى قرآن مطابق تأويل آن بپرداز و فرائض و احكام آن را مطابق نزول ، جمع و تنظيم كن ، و در برابر مصائبى كه بر تو وارد مىشود صبر و تحمّل كن ، تا نزد من بيائيد . شيخ كلينى از امام باقر ( ع ) نقل مىكند كه فرمود : رسولخدا ( ص ) به على ( ع ) فرمود : اى على ! مرا در همين مكان ( كه بسترى هستم ) به خاك بسپار ، و قبرم را به اندازهء چهار انگشت از زمين بلند كن ، و آب بر روى قبرم بپاش .

همبستگى حضرت على ( ع ) و پيامبر ( ص )

امير مؤمنان على ( ع ) همواره با پيامبر ( ص ) بود ، در دوران زندگى پيامبر و در هنگام رحلت او ، از او جدا نمىشد ، و وقتى كه رسول خدا ( ص ) بسترى شد ، على ( ع ) پرستار و مونس و ملازم آنحضرت بود ، او را بر خود مقدّم مىداشت و در حوادث ناگوار ، پيوسته همراز و همنشين پيامبر ( ص ) بود . به قول شاعر اهلبيت ( ع ) ازرى :
فغذا نفس احمد منه بالنّفس * و من كلّ هول وقاها كيف تنفكّ فى الملمّات عنه * عصمة كان فى القديم اخاها « 1 »
عالم معروف اهل تسنّن ابن ابى الحديد از سلمان نقل مىكند كه گفت : صبح آن روزى كه روز بعدش رسولخدا ( ص ) رحلت كرد ، به محضر آن حضرت رفتم ، به
هامش
( 1 ) - مضمون معناى دو شعر فوق اين است : حضرت على ( ع ) جانش را ايثار گرانه فداى پيامبر ( ص ) نمود ، و پاسدار آنحضرت در همهء حوادث دهشتبار بود ، بنابر اين چگونه او در حوادث رنج آور و دشوار ، از پيامبر ( ص ) جدا گردد ، با اينكه او پاكمردى بود كه از دير باز به عنوان « برادر پيامبر » خوانده مىشد .