شتافت و با هم ملاقات كردند ، پيامبر ( ص ) به على ( ع ) فرمود : « خبر عمليّات نيك و مورد قبول تو به من رسيد ، خداوند از تو خشنود شد و من از تو خشنود شدم » .
حضرت على ( ع ) گريه كرد .
پيامبر ( ص ) فرمود : چه چيز باعث گريه تو شد ؟
على ( ع ) عرض كرد : « از شادى اينكه خدا و رسولش از من خشنودند » .
سرزنش از بلال حبشى
در جنگ خيبر ، حضرت على ( ع ) جمعى از يهود را به اسارت گرفت از جمله صفيّه دختر حىّ بن اخطب اسير شد ، و على ( ع ) او را به بلال حبشى سپرد ، و به او فرمود : اين بانو را به دست هيچكس جز رسولخدا نسپار ، تا آنحضرت هر نظرى دارد بفرمايد ، بلال حبشى او را نزد رسولخدا ( ص ) آورد ، و هنگام آوردن ، او را از محل كشته شدن اقوام و بستگانش عبور داد ، صفيّه از ديدن آن منظره بقدرى اندوهگين شد كه نزديك بود جان بسپرد .
پيامبر ( ص ) بسيار ناراحت شد و بلال را سرزنش كرد و فرمود : اى بلال !
انزعت منك الرّحمة : « مگر رحم و عاطفه از تو سلب شده است ؟ » .
سپس پيامبر ( ص ) صفيّه را براى خود برگزيد ، و بعد او را آزاد كرد و سپس با او ازدواج نمود .
پيروزى بر سرزمين فدك
علّامهء طبرسى ( در اعلام الورى صفحه 108 ) مىگويد : پس از فتح خيبر پيامبر ( ص ) پرچمى را آماده كرد و به مسلمين فرمود : چه كسى اين پرچم را مىگيرد و حقّش را ادا مىكند ؟
منظور رسولخدا ( ص ) حركت به سوى باغهاى فدك بود ( تا اين سرزمين حاصلخيز را كه يگانه اتّكاء يهود بود ) فتح كند .