رسولخدا ( ص ) وحى شد كه همين امروز همراه مجروحين جنگ ( نه افراد سالم ) به تعقيب دشمن بپرداز ، و اين موضوع را به سپاه خود خبر بده .
پيامبر ( ص ) فرمان خدا را به سپاه خود اعلام كرد ، مجروحين اجتماع كرده و همراه پيامبر ( ص ) حركت كردند .
از ابو السّائب نقل شده : يكى از اصحاب پيامبر ( ص ) از خاندان عبد الاشهل كه در جنگ احد مجروح شده بود ، گفت :
من از جمله مجروحان بودم ، ولى زخمهاى برادرم از من شديدتر بود ، تصميم گرفتم هرطور كه هست با اينكه مركب نداشتيم خود را به پيامبر ( ص ) برسانيم ، چون حال من كمى از برادرم بهتر بود ، هر كجا برادرم باز مىماند او را به دوش مىكشيدم و با زحمت خود را همراه لشگر به حمراء الاسد رسانيديم .
به قول بعضى : هدف از اين حركت اين بود كه رعب و وحشتى بر دل دشمن افكنده شود ، و دشمن گمان كند كه مسلمين هنوز نيرومندند و شكست آنها در جنگ احد ، روحيّه آنها را تضعيف ننموده است .
پيامبر ( ص ) روز دوشنبه و سه شنبه و چهار شنبه در حمراء الاسد ماندند و سپس به مدينه مراجعت نمودند ، هنگام مراجعت در مسير راه ، دو نفر از دشمن را به اسارت درآوردند .
1 - معاوية بن مغيره را دستگير كردند ، او بينى حضرت حمزه ( ع ) را بريده بود ، حمزه و بعضى از شهداى ديگر را مثله نموده بود .
2 - ابو العزّه جحمى را نيز دستگير نمودند ، او كسى بود كه در جنگ بدر به اسارت مسلمين در آمد ، و در نزد رسولخدا ( ص ) از فقر و عيالمندى خود گله كرد ، پيامبر ( ص ) او را مشروط بر اينكه از آن پس به جنگ مسلمين نيايد و دشمن را يارى نكند ، آزاد نمود ، ولى او به پيمان خود وفا نكرد و همراه دشمن در جنگ احد شركت نمود و با مسلمين جنگيد ، هنگامى كه دستگير شد ، به رسول خدا ( ص ) عرض كرد : « بر من منّت بگذار و مرا آزاد كن » .
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى ) — صفحة 223
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٢٢٣