مجلس بنشينند و مىفرمود : « حق مجالس را ادا كنيد » .
شخصى پرسيد : حقّ مجالس چيست ؟
فرمود : ديدگان خود را فرو خوابانيد ، و جواب سلام را بدهيد ، و نا بينا را راهنمائى كنيد ، امر به معروف و نهى از منكر نمائيد .
و نيز مىفرمود : هرگاه يكى از شما از مجلس خود برخاست و سپس بازگشت او به مكان خود مقدّمتر است .
و آنحضرت هنگام نشستن و برخاستن ، ذكر خدا مىگفت ، و وقتى شخصى نزد او مىنشست آنحضرت بر نمىخاست تا آن شخص برخيزد ، مگر اينكه موضوعى پيش مىآمد كه شتافتن به سوى آن لازم بود ، در اين هنگام آنحضرت از كسى كه نزدش نشسته بود اجازه مىگرفت و بر مىخاست .
اقتداى امام رضا ( ع ) به رسولخدا ( ص )
نگارنده گويد : دودمان پاك آنحضرت نيز همين روش را به پيروى از آن بزرگوار دنبال كردند ، و از نور هدايت او بهره مىگرفتند به عنوان نمونه يسع بن حمزه مىگويد : من در مجلس حضرت رضا ( ع ) بودم و با او گفتگو مىكردم ، جمعيت بسيارى به حضورش آمده بودند و از حلال و حرام سؤال مىكردند ، در اين هنگام مردى بلند قامت و گندمگون وارد مجلس شد و گفت : سلام بر تو اى پسر رسول خدا ! من مردى از دوستان تو و دوستان پدران و اجداد تو هستم ، از سفر حج باز گشتهام ، زاد و توشهام تمام شده است و آنقدر نمانده كه مرا به وطنم برساند ، اگر روا بدانى به اندازهء توشهء راه در اختيارم بگذار تا به وطن برسم ، من در شهرم ثروت دارم هر چه به من عطا كردى ، به همان اندازه به جاى شما صدقه مىدهم .
امام هشتم به او فرمود : خدا ترا رحمت كند ، بنشين ، سپس آنحضرت به حاضران توجه كرد و گفتگو نمود و پس از مدتى همه برخاستند و تنها من و سليمان جعفرى و خثيمه و آن شخص مسافر در مجلس باقى مانديم .