نمونهاى از عدالت و امانت دارى و صداقت پيامبر ( ص )
پيامبر ( ص ) در اين خصلتها در درجهاى بود كه دشمنانش به آن اقرار داشتند ، و قبل از آنكه آنحضرت به مقام نبوّت برسد ، او را به عنوان « امين » مىشناختند ، و امانتهاى خود را نزد آنحضرت به وديعه مىگذاشتند .
روايت شده : هنگامى كه آنحضرت تصميم به هجرت از مكّه به مدينه گرفت ، على ( ع ) را براى پرداخت ديون خود و دادن امانتهاى مردم به صاحبانشان ، جانشين خود در مكّه قرار داد .
و همچنين هنگامى كه قريشيان خانهء كعبه را ساختند و در مورد نصب كنندهء حجر الاسود در جاى خود ، اختلاف نمودند ، هم رأى شدند كه نخستين شخصى كه از در مسجد الحرام بر آنها وارد شد ، قضاوت را به عهدهء او بگذارند ، ناگاه ديدند حضرت محمد ( ص ) نخستين نفرى بود كه وارد گرديد ، و اين جريان قبل از نبوّت آنحضرت رخ داد ، گفتند : اين محمد ( ص ) است اين همان امين است و به قضاوت كردن او راضى هستيم ( كه قبلا خاطر نشان گرديد ) .
ربيع بن خثيم مىگويد : مردم قبل از اسلام براى حلّ مشكلات خود به پيامبر ( ص ) مراجعه مىكردند و قضاوت او را مىپذيرفتند ، و در ماجراى هجرت پيامبر ( ص ) و مجلس دار النّدوه كه براى طرح ريزى قتل پيامبر ( ص ) تشكيل شده بود ، ابو جهل در ضمن گفتارش گفت : . . . . تا اينكه محمد بن عبد اللّه در ميان ما بزرگ شد ، ما او را به خاطر شايستگى و اطمينان و راستگوئيش « امين » مىخوانديم ، سرانجام كه بزرگتر شد و مورد احترام ما بود ، ادعا كرد كه من رسول خدا هستم .
و نيز روايت شده كه : ابو جهل به پيامبر ( ص ) گفت : ما تو را تكذيب نمىكنيم ، ولى آنچه را آوردهاى تكذيب مىكنيم ، در اين هنگام اين آيه ( 33 انعام ) نازل گرديد :
فَإِنَّهُمْ لا يُكَذِّبُونَكَ وَ لكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآياتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ
.