تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
بود ، و در سخن گفتن از همهء مردم بهتر سخن مىگفت ، و مىفرمود : من فصيح‌ترين عرب هستم و بهشتيان در بهشت به لغت محمد ( ص ) سخن مىگويند . آنحضرت خوش سخن و بلند گفتار بود و در گفتارش ابهام و پراكندگى نبود ، بلكه همچون وزانت شعر ، داراى وزن و نظم بود . آنحضرت ، بسيار كوتاه سخن مىگفت ، چنان كه گفتار جبرئيل كوتاه و خلاصه بود ، او در عين حال همهء خواسته‌هاى خود را در عبارات كوتاه بيان مىكرد ، و كلامش فراگير و جامع بود ، نه ناقص بود و نه زائد ، و نه پراكنده ، بلكه داراى پيوستگى خاصى بود ، و بين گفتارش توقف مىكرد تا شنونده به خوبى آن را فرا گيرد ، آنحضرت صداى صاف و بلند داشت ، و از همهء مردم خوش نواتر و نيكو لهجه‌تر بود ، سكوت طولانى داشت و در غير موارد لازم سخن نمىگفت ، و در حال شادى و خشم جز حق نمىگفت .

پاكيزگى و خوشبوئى پيامبر ( ص )

خداوند رسول خدا ( ص ) را به ويژگيهائى اختصاص داد كه در ديگران چنين ويژگيهائى وجود ندارد ، انس بن مالك گويد : من هرگز عنبر و مشك و عطر ديگر نبوئيدم كه خوشبوتر از بوى بدن پيامبر ( ص ) باشد . جابر بن سمره مىگويد : آنحضرت دست به گونه‌ام كشيد ، از دست او بوئى استشمام كردم كه گوئى آن بو از عطردانى خوش عطر بيرون مىآيد ، آنحضرت وقتى كه با كسى مصافحه مىكرد ، بوى خوش دست او تا يك روز به مشام مىرسيد ، و وقتى دستش را بر سر كودكى مىكشيد ، بوى خوش آن كودك ، در ميان كودكان شناخته مىشد . روايت شده : رسول خدا ( ص ) در خانهء انس بن مالك خوابيد و بدنش عرق كرد ، مادر انس شيشه‌اى آورد تا عرق بدن آنحضرت را در آن جمع كند ، پيامبر ( ص ) در مورد محتواى آن شيشه پرسيد كه مىخواهى چه كنى ؟