مورد بيست و ششم :
كَلَّا إِذا دُكَّتِ الْأَرْضُ دَكًّا
آيه 21 سوره فجر / 89 كلا در اين آيه داراى دو وجه است :
1 - براى ردع و زجر است يعنى ، ردع بندگان و زجرشان از جمع كردن مال ، و زياد دوست داشتن آن ، و نوازش نكردن يتيم .
نسفى گفته است : « كلا براى ردع آنها و براى نهى از عملشان مىباشد . . . »
2 - براى نفى است . قرطبى گفته است :
« سزاوار نيست مسأله چنين باشد ، پس در اين آيه انسانها را ردع كرده از اينكه با تمام وجود خود به دنيا رو كنند و اموال را گردآورند هر كسى چنين كند روزيكه زمين - در اثر زلزله روز قيامت - متلاشى خواهد شد پشيمان مىشود و پشيمانى سود نمىبخشد . . . »
و بنابر هر دو وجه ، وقف كردن در « كلا » وقف كافى است به دليل اينكه قول بارى تعالى :
« إِذا دُكَّتِ الْأَرْضُ دَكًّا . . . »
جمله جديدى است كه به روش وعيد وارد شده و علت ردع يا نفى را كه گذشت بيان مىكند .
* * * مورد بيست و هفتم : كلا در آيهء كريمه
« كَلَّا إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى »
سوره علق / 96 داراى دو وجه است :
وجه اول : اين است كه « كلا » براى ردع و زجر به كار رفته باشد .