نظر مىرسد .
* * * مورد بيستم : كلا در آيه كريمه
« كَلَّا بَلْ تُكَذِّبُونَ بِالدِّينِ »
آيه 9 سوره انفطار / 82 چهار وجه دارد :
1 - براى ردع و زجر است . زجر و ردع غرورى كه انسان در برابر خداى كريم خود دارد و در آيه
( يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ )
به همان غرور اشاره شده است غرورى كه وسيلهاى به كفر و عصيان شده ، در حالى كه كرم خداى تعالى بايد موجب شكر و طاعت مىشد .
2 - به معنى لا - ى - نفى است .
3 - به معنى « حقا » است .
4 - به معنى الا - ى - تنبيه است .
علامه قرطبى گفته است .
« جايز است » « كلا » به معنى « حقا » و به معنى « الا » و محل ابتداء باشد . و جايز است به معنى لا و به اين معنى باشد كه : نه چنان نيست كه مىگوئيد : در عبادت و بندگى غير خدا محق هستيد و قول خداى تعالى
« ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ »
به آن دلالت مىكند و گفته شده است كه « كلا » به معنى ردع و زجر است يعنى با مغرور شدن به حلم و كرم خدا تفكر در آيات الهى را ترك نكنيد . . . » و بنابر دو وجه اول وقف در « كلا » وقف كافى است و بنابر دو وجه اخير وقف كردن