در صورتى كه به معنى غير باطل باشد « صفت موسسه » است . و ممكن است نصب « حقا » بنابراين باشد كه « مصدر يا مفعول مطلق » است از جمله محذوف « حق حقا » . بيان آلوسى تمام شد .
و بنابر وجه دومى كه آلوسى ذكر كرده كه ممكن است وعدا مصدر جمله ، محذوف « وعد ذلك وعدا » باشد وقف در « بلى » جايز خواهد بود زيرا در اين صورت « وعد ذلك وعدا » - جمله مستقلى خواهد شد و تعلق لفظى به ما قبل خود نخواهد داشت گرچه در معنى تعلق دارد .
بنابراين روا نخواهد بود اين مورد به مواردى اضافه شود كه وقف در آنها جايز نمىباشد بلكه بايد آن را از مواردى به شمار آورد كه وقف كردن در آن جايز مىباشد . و ارجح اين است كه در محل ياد شده نبايد وقف كرد و خدا به حقيقت مسأله داناتر مىباشد .
آيه سوم :
« وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لا تَأْتِينَا السَّاعَةُ قُلْ بَلى وَ رَبِّي لَتَأْتِيَنَّكُمْ »
3 سباء / 43 قول خداى تعالى - بلى - در آيه فوق ردّ سخن منكرين روز قيامت است و اثبات آنچه كفار آن را نفى كردهاند . زيرا - بلى - براى نقض نفى و ابطال آن وضع شده است . پس در اين آيه - « بلى » قول كفار را نفى مىكند كه مىگويند -
« لا تَأْتِينَا السَّاعَةُ »
و آن را سخنى باطل مىداند و آمدن روز رستاخيز را اثبات مىنمايد .
مثل اين كه گفته شده امر بر اين دائر است كه قيامت برپا شود