مىباشد ، و در آيه كريمه ، ذكرى از فرشتگان به ميان نيامده و اخبار صحيحى هم كه ثابت كند « شهدنا » قول فرشتگان است در دست نيست .
در اين صورت اين محل ، به محلهايى اضافه نمىشود كه وقف در آن اختيار مىشود چنانچه زركشى در « برهان » و سيوطى در « اتقان » كرده و كسانى كه بعد آمده و از آنها تبعيت نمودهاند .
من مىگويم : افزودن اين محل به محلهاى ياد شده مقبول نيست ، بلكه بهتر است به موارد پنجگانهاى اضافه شود كه مورد اختلاف علما است و راجح وقف نكردن در آنها است .
آيه ششم :
« الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ فَأَلْقَوُا السَّلَمَ ما كُنَّا نَعْمَلُ مِنْ سُوءٍ بَلى إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ »
28 / نحل / 16 پايان كلام كفار « در آيه فوق كلمه سوء است و بلى كلام خداست كه با آن اظهارات كفار يعنى
« ما كُنَّا نَعْمَلُ مِنْ سُوءٍ »
را ابطال فرموده است كفار اظهار مىدارند : ( ما رفتار بدى ، كار ناپسندى انجام نمىداديم ) كه به نفى هر گونه كار ناپسند در دار دنيا دلالت دارد و ابطال نفى ، اثبات مىباشد وقتى نفى هر گونه عمل بد ابطال شد انجام كارهاى بد اثبات شده است . بر اين مبنا وقف در « من سوء » وقف كافى است ، و كلام بعد از آن كلام خدا ، در رد و ابطال اظهارات كفار مىباشد ، و وقف در « بلى » نيز ، كافى است زيرا
« إِنَّ