قرائت خبر ، خواندن كان و اخواتش ، ان و اخواتش با نخواندن اسامى مربوط به آنها ، آوردن موصوف و باقى گذاردن صفت ، گفتن معطوف عليه بىاينكه معطوف را بگويند ، تلاوت قسم و عدم تلاوت جواب قسم ، و قرائت حرف و عدم قرائت آنچه حرف به آن آورده شده ، تا آخر آنچه در اين باره به تفصيل ياد آور شدهاند جايز نيست .
پيشوايان وقف نمىخواهند بگويند كه : وقف در آنچه گفته شد و نظاير آنها حرام ، يا مكروه است ، يا انسان را دچار گناه و مشكل مىسازد ، بلكه مىخواهند با اين مقررات راه صحيح تلاوت را نشان دهند و « قارى را به چيزى كه » به تلاوت قرآن زينت مىدهد ، و به رونق قرائت مىافزايد ، « هدايت كنند » پس معنى وقف بر اين يا بر آن جايز نيست يعنى كه وقف در آنها ، تلاوت و قرائت را زيبايى نمىبخشد به عبارت ديگر ، وقف در آنها زيبايى تلاوت و بهاء قرائت را از بين مىبرد .
و مقصودشان از اينكه مىگويند :
در اين كلمه وقف نمىشود ، در فلان محل وقف صحيح نمىباشد ، يا فلان جا محل وقف نيست عبارت از اين است كه :
اگر قارى در آن محل وقف كند ، صحيح نخواهد بود ، از آنجا كه مانده ابتداء نمايد . هم چنان كه معنى اين سخن ، ايشان كه مىگويند :
وقف در فلان محل جايز است اين است كه :
معالم الاهتداء إلى معرفة الوقف والابتداء ( فارسى ) — صفحة 128
مساهمون: محمود خليل الحصري
ص١٢٨