لحاظها است كه - معنى مفيدى نمىدهد ، - معناى فاسد و باطلى را تداعى مىكند .
- خود آن كلمه و ما بعدش مطلبى است كه از كافرى نقل مىشود . پس به كسى كه در چنين محلها نفسش بريده ، واجب است به ما قبل برگردد ، و قسمت قبل كلام را به بعد آن متصل سازد ، و اگر چنين نكند گناه كرده و اى بسا كه به خداى تعالى كفر ورزيده است ( اگر چنين قصدى داشته باشد ، هم چنان كه قبلا گفته شد ) .
بايد دانست قارى قرآن ، هم چنان كه به وقف قبيح مجبور مىشود ، به ابتداى قبيح نيز ناچار مىشود ، و اين گونه ابتدا ، در مواردى است كه گفته لا مذهب و بىدينى طولانى باشد ، و نفس قارى يارى نكند كه آن را تا پايان قرائت كند ، و لذا به ابتداء از ما بعد كلام ناچار مىشود ، زيرا با توجه به اينكه به ناچار نفس او خواهد بريد فائدهاى ندارد اينكه به قال و قالوا برگردد . و همه گفته كفر است .
مثل قول بارى تعالى در آيه 33 سوره مباركه مؤمنون / 23 ،
وَ قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِلِقاءِ الْآخِرَةِ
كه تا
« وَ ما نَحْنُ لَهُ بِمُؤْمِنِينَ »
پايان آيهء 38 ادامه مىيابد - زيرا كم قارى پيدا مىشود كه نفسش تا پايان اين مطلب قطع نشود ، و همه مطلب كفر است .
خلاصه « در يك مورد طولانى ، نظير آنچه گذشت وصل و وقف ،