سيبزمينى داخل ان ابكوشت كرده بدهند يا برنج را با أب وكمي نمك پخته اندكى شير داخل كرده بخورانند وبايد تمام اينها كه كفتيم كمي كرم باشد شش هفت ماه كه كذشت ممكن است از جمله غذاهاى انها را ابكوشت متعارفى داد واشى از ان هر روز يا يك در ميان براي انها تهيّه كرد وهمچنين مىتوان مغز نان را در ابكوشت فروبرده بأنها خورانيد يا آنكه شربت قندى كه اندك شراب در أب ريخته باشند كاهكاهى قدرى نان داخل اين شربت قرمز كنند قائممقاماش مىشود واين غذاى سبكى است كه در وقت تفرج بأطفال مىدهند
طريقهء ثامنه در فطام
- مقصود از فطام اين است كه ديكر بطفل شير ندهند وبراي ان وقتي بايد اختيار كرد كه طفل در كمال سلامت باشد بهتر اين است در بهار وپائيز أو را از شير بكيرند نه در تابستان كه احتمال مىرود مريض شود هركاه ملتفت شوند كه اسهال دارد يا در وقت وبا مبتلى بكلرين است ( اسهالى كه قبل از وباء عارض مىشود ) از شير نكيرند اكر هم از شير كرفته باشند دوباره بدهند تا مرض وبائى بكلى موقوف كردد اتفاق كردهاند كه طفل را ديرتر از شير بكيرند بهتر است تا زودتر بكيرند مكر اينكه ضرورتي داعى شود كه زودتر از شير بكيرند حد وسط شير دادن را بعضي بيرون امدن دوازده دندان يا جميع دندانهاى شير قرار دادهاند ولى اين حدّ اعتباري ندارد بجهة اينكه در بعضي دندانها زودتر ودر بعضي ديرتر بيرون مىآيد چنانچه مذكور خواهد شد بعضي با دندان متولّد مىشوند بعض ديكر از بيست ماه تا دوسالكى را معيّن كردهاند بالجملة براي اينكه خطرات تسنين وامراضى كه در آن وقت عارض مىشود بكذرد بايد صبر كند تا دندانهاى اوليّه تمام خارج شوند آن وقت از شير بكيرند كاهى وقت شير كرفتن وغذا دادن مىرسد وهر غذائى كه بطفل مىدهند هضم نمىكند وروز بروز ضعيف مىشود از اينست كه معدهء أو هنوز قوّت هضم غذا ندارد بخصوص