ودل أو مىطپد دوران خون أو سريع ونبض أو تند مىشود ومنجر بغشى وكنوولسيون مىكردد وكاهى فجئة مىميرد پس اكر اين حالات در طفل ظاهر شد بايد با كمال متانت وارامى خيال أو را منصرف بطرف خيالات عاديه كرد كه اين چيزى كه تو از أو ترسيدى چيزيست متعارف كثير الوقوع ما هميشه اينطورها مىشويم ابدا نمىترسيم وبدلايل عقليّه در كمال ملائمت أو را از ترس بيرون بياورند بعضي ادعا كردهاند كه مىتوانند انها را بر ضد آنچه از أو مىترسند جرئت وقوت بدهند كه ترس انها زايل شود اين صحيح نيست أو را مجبور نكنند كه بعنف ترس أو را زايل كنند يا أو را در تاريكى بكذارند كه ترس أو برود يا چيزهاى مخوف باو نشان بدهند كه عادت كند بايد أو را از خوف بيرون بياورند اما نه باين قسم كه عاقبت ناكوارى دارد بايد بتدريج وخيلى بملائمت صبر كنند بزركتر شود وبيهوده بودن ترس را باو بفهمانند أو را تشجيع كنند وبا اطفالى كه خيلى جرات دارند أو را همبازى كنند وهيچوقت چيز موحشى پيش أو نياورند وذكر سباع وحيوانات مخوف پيش أو نكنند واكر وحشتي براي أو پيدا شد أو را مشغول كنند ووحشت أو را بلطايف الحيل زايل كنند دلايل عقلية براي أو بياورند كه اين ترس بدون اراده از أو سلب شود شبها چراغ را از أطاق بيرون نبرند اين احتياطها لازم است اما صبر وحوصله مىخواهد افسوس كه بعض زنها اين حوصله را ندارند از وقايع موحشه بىاختيار جزع وفرياد مىكنند مثلا از صداى رعد وروشنى برق يا اتفاق ديكر در حضور طفل يك مرتبه مىجهند وفرياد مىكشند پس بايد خاطرنشان انها كرد كه در اين وقايع در حضور طفل خوددارى كنند زيرا كه از وحشت انها وحشت طفل زياد مىشود وبكلى اطمينان از أو مىرود واين بس خطرناكست كه أسباب امراض مختلفه مىشود بايد اكر هم صدائى شنيده شد أرام باشند كه وقتي طفل بأطراف نظر كند همه را أرام وبدون اضطراب بهبيند اطمينان پيدا كند ويقين كند
إحياء الأطفال مظفري ( فارسي ) — صفحة 97
مساهمون: ميرزا علي بن زين العابدين همدانى ( ميرزا علي دكتور )
ص٩٧